loading...

????? ?????

بازدید : 32
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:08

حقوق زن در طلاق

همانطور كه مي دانيد طلاق يكي از مهمترين آسيب هاي اجتماعي در تمام كشورهاي جهان است.

اگرچه موضوع ازدواج و طلاق يك امر خصوصي بين افراد است، اما تأثيرات آن بر نظم اجتماعي و ساير امور به حدي است كه دولت ها با وضع قوانين مختلف، حمايت از زوجين را وظيفه خود مي دانند. دليل اين حمايت، آثار زيانباري است كه پس از طلاق بر زنان و كودكان مي گذارد.

در واقع مي توان گفت نياز به حمايت دولت و قانونگذاري از زنان مطلقه به ويژه زناني كه شاغل نيستند امري حياتي است. زيرا كنار گذاشتن آنها و حمايت نكردن از آنها مي تواند عواقب رواني، رواني، عاطفي و اجتماعي جبران ناپذيري داشته باشد. حق طلاق زن توسط مرد
با توجه به اينكه در قانون مدني ايران طلاق يك حق و خيار است كه براي مردان به رسميت شناخته شده است.

در بسياري از موارد مردان از اين حق قانوني طلاق و طلاق سوء استفاده كرده اند در حالي كه ممكن است زوجه تمايلي به طلاق نداشته باشد كه اين امر موجب تضييع حقوق زنان به ويژه از نظر مالي شده است.

با پيش بيني اين امر، قانونگذار با وضع چند مقررات حمايتي براي كاهش آثار طلاق، در صدد حمايت از زنان برآمده است.

حقوق مالي زنان
طبق قانون مدني زن به محض انعقاد عقد از حقوق مالي برخوردار است كه پس از طلاق مي تواند آن را دريافت كند.

اين حقوق مالي شامل مهريه، اجرت المثل، نفقه گذشته، مهريه و تنصيف دارايي و ... مي باشد. در ادامه به هر يك از اين حقوق مالي مي پردازيم.

حقوق زن در طلاق توسط مردان
مهريه
مهريه يكي از اصلي ترين حقوق مالي زن در عقود دائم و موقت است. در قانون سهميه اي براي مهريه مشخص نشده است. در واقع ميزان مهريه با توافق زن و شوهر يا با رضايت زوجين توسط شخص ثالث تعيين مي شود.

شايد بپرسيد مهريه معمولا شامل چه اموالي مي شود؟ مهريه معمولاً به صورت سكه، ارز يا ملك در نظر گرفته مي شود.

جالب است بدانيد كه معمولاً مهريه به دو صورت قابل مطالبه است؛

عندالمطالبه: در اين روش هر گاه زن مطالبه مهريه كند، مرد مكلف به پرداخت آن است.
در صورت امكان: در اين روش، زن بايد توانايي مالي و توانايي مالي مرد را در دادگاه خانواده اثبات كند و سپس نسبت به مطالبه مهريه خود اقدام كند.
مهريه در عقد منقطع
لازم به ذكر است در عقد موقت طبق ماده 1095 قانون مدني عدم تعيين مهر در عقد موجب بطلان آن مي شود. همچنين طبق ماده 1096: در نكاح منقطع فوت زوجه موجب سقوط مهر در بين مدت نمي شود و اگر شوهر تا پايان عده با او نزديكي نكند نيز چنين است.

قابل ذكر است كه طبق ماده 1097 در نكاح مطلقه، اگر شوهر تمام مدت قبل از نزديكي را ببخشد، بايد نصف مهريه را بپردازد.

مهريه در عقد دائم
همانطور كه قبلاً اشاره شد مهريه در عقد دائم از اركان عقد نيست كه در صورت عدم معين شدن عقد را باطل كند، اما در صورت معين شدن و عدم معين بودن، فرق مي كند. در ادامه به هر يك از مفروضات تعيين يا عدم تعيين مهريه در عقد موقت مي پردازيم.

مهرالمثل
در موارد زير زن مستحق مهريه است:

ماده 1087 اگر در عقد دائم مهر قيد نشده باشد يا مهريه نشده باشد عقد صحيح است و طرفين بعد از عقد مي توانند مهر را به تراضي معين كنند و اگر قبل از صلح بين آنها قربت باشد زوجه مي كند. مستحق مهريه باشد.
ماده 1088 در مورد ماده قبل اگر يكي از زوجين قبل از تعيين مهر و قبل از نزديكي فوت كند زوجه مستحق مهر نيست.
ماده 1089 ممكن است شوهر يا شخص ثالث به تعيين مهريه اجازه داده شود كه در اين صورت شوهر يا شخص.
شخص ثالث هر چقدر كه بخواهد مي تواند مهر را مشخص كند.
ماده 1090 اگر اختيار تعيين مهر به زن داده شود زوجه نمي تواند بيشتر از مهريه تعيين كند.
ماده 1091 براي تعيين مهر المثل بايد احوال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به امثال و اقارب و دوستان و محل معمول و غيره لحاظ شود.
ماده 1092 هر گاه شوهر قبل از نزديكي زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر است و اگر شوهر بيش از نصف مهر را داده باشد حق دارد مازاد بر نصف را عيناً يا مثلاً رجوع كند. يا به قيمت
مهرالمتعه
مواردي كه زن مستحق مهرالمتعه است به شرح زير است.

ماده 1093 ـ اگر در ضمن عقد مهر قيد نشده باشد و زوج قبل از نزديكي و تعيين مهر، زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهر است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهر خواهد بود.
ماده 1094 - براي تعيين مهريه، شرط مرد در نظر است.ثروت و فقر
اختلاف بر سر حقوق
وقتي مهريه متعلق به زن نباشد
طبق ماده 1101 - هر گاه عقد قبل از نزديكي فسخ شود زن حق مهريه ندارد مگر اينكه موجب فسخ باشد كه در اين صورت با وجود فسخ زن مستحق نصف مهر است. .

نفقه
مطابق ماده 1107 قانون مدني نفقه عبارت است از كليه نيازهاي متعارف زن از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاثيه منزل، هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا محتاج شدن به علت نقص عضو يا بيماري. .

بازدید : 30
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:08

قوانين جمهوري اسلامي ايران بر خلاف برخي كشورها تقسيم اموال بين زوجين در زمان طلاق را نمي پذيرد و در قانون مدني و ساير قوانين به اين موضوع اشاره اي نشده است.

يعني مثلاً در صورت طلاق زوج يا زوجه را موظف به تقسيم مال مي كند و قانون فقط حقوق مالي زن از جمله مهريه و نفقه و اجرت المثل را ذكر كرده است كه در بحث ما نيست.

چگونه مي توان شرايطي را در قرارداد در خصوص انتقال مالكيت مرد به زن پس از طلاق لحاظ كرد؟
ماده ۱۱۱۹ قانون مدني مقرر مي دارد كه طرفين عقد مي توانند عقد نكاح يا عقد لازم ديگري را كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد منعقد كنند. صدقه دادن يا زنا كردن با جان زن يا رفتاري كه زندگي آنها را با يكديگر غير قابل تحمل كند.

بنابراين زوجين مي‌توانند شرطي را در عقد شرط كنند، مشروط بر اينكه خلاف شرع نباشد، بنابراين زوجين مي‌توانند به هر نحوي كه توافق كرده‌اند شرط تقسيم اموال را وارد كنند و رئيس دفتر مكلف به درج شرايط عقد مي‌باشد. زوج در نوشتن قرارداد كتبي.

در حال حاضر نوعي از اين شرط به صورت پيش فرض در صفحه هشتم سند ازدواج سازمان ثبت اسناد و املاك كشور پيش بيني شده است و زوجين در صورت تمايل مي توانند آن را امضا كنند و متن به شرح زير است:

در صورتي كه طلاق به تقاضاي زوجه نباشد و به تشخيص دادگاه، دادخواست طلاق ناشي از سوء رفتار يا تقصير زوجه نباشد، زوج موظف است نصف دارايي موجود خود را كه در دوران عقد به دست آورده است، واگذار كند. با زوجه يا معادل آن. انتقال رايگان به زوجه.

ادعاي زوجين مبني بر عدم درك شرط تنصيف پس از عقد قرارداد در دادگاه پذيرفته نخواهد شد.

شرط تنصيف اموال مندرج در عقد فقط براي مال مرد است بنابراين اموال زن بعد از طلاق نصف نمي شود.

نصف كردن اموال
اگر زوجين بابت مهريه بدهكار باشند، وضعيت تنصيف دارايي چگونه است؟
اگر شوهر براي پرداخت مهريه زنش كه قصد طلاق دارد بدهكار باشد. پرداخت مهريه مقدم بر شرط تنصيف دارايي است زيرا مهريه بدهي ممتاز است.

در چه شرايطي قاضي دادگاه دارايي زوجين را نصف مي كند؟
در صورتي كه زوج شرط مذكور را امضا كرده باشد به تشخيص قاضي رسيدگي كننده بايد نصف دارايي خود را كه در دوران عقد به دست آورده است به زوجه ارائه كند.

البته لازم به ذكر است كه زوجه مي تواند از اين شرط استفاده كند كه زوج نتواند به دادگاه ثابت كند كه طلاق به دليل تخلف زن از وظايف زناشويي است.

بنابراين اگر زوج بتواند به دادگاه ثابت كند كه طلاق به دليل سوء رفتار و سوء رفتار زن بوده يا زن از وظايف خود در قبال زوج تخلف كرده است، شرط تنصيف دارايي شامل زوجه نمي شود، مثلاً محكوم عليه. زن مطيع است در آن صورت راي قطعي صادر شده است، زوجه حق دريافت نصف دارايي زوج را ندارد. شروط عرفي به اين صورت درج شده و شامل طلاق توافقي و تقاضاي طلاق زوجه نمي شود مگر اينكه زوجين عقدنامه را به گونه اي ديگر بنويسند و توافق كنند و آن را امضا كنند.

دادگاه چه اموالي را شرط تنصيف مال مي داند و دستور مي دهد؟
دادگاه اموالي را كه در ضمن عقد حاصل مي شود و حاصل تصرف و تلاش زوجين است، مي داند نه مانند اموالي كه به نحوي ديگر از شغل شوهر به دست آمده است، مانند ارثي كه در ضمن عقد از او به ارث مي برد.

همچنين مال شوهر بايد در آن مال ثابت شود و نكته مهم ديگر اين است كه مال در زمان طلاق وجود داشته و اموالي كه در گذشته وجود داشته و اكنون به هر دليلي از اموال زوج خارج شده است يا مثلاً مفقود يا غصب شده است. اين شرط ديگر صدق نمي كند.

تقسيم اموال
چه عواملي در نظر قاضي در مورد اعطاي اموال به زوجه مؤثر است؟
در اين حالت از عبارت «تا نصف مال» استفاده مي شود و اين عبارت به اين معناست كه از يك درصد تا 50 درصد اموال مرد تا 5 درصد را شامل مي شود.

بنابراين در صورت طلاق، شوهر مكلف به انتقال نصف دارايي خود به زن نيست، بلكه آنچه در اين شرط لحاظ مي شود تا نصف مال است نه نصف مال به طور مطلق و قطعي.

اجراي اين شرط منوط به قاضي پرونده است كه چه مقدار از دارايي زوج به زوجه منتقل مي شود، مثلاً مي تواند حكم به انتقال يك پنجم يا يك چهارم دارايي زوج به زوجه بدهد. ممكن است مورد باشد.

بازدید : 58
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:07

به طور كلي طبق ماده 1133 قانون مدني: مرد مي تواند هر زمان كه بخواهد زن خود را طلاق دهد و دادگاه به درخواست مرد مبني بر طلاق زوجه رسيدگي و حكم طلاق را صادر مي كند، اما اجراي حكم طلاق منوط به طلاق است. پرداخت. حقوق مالي زوجه مانند مهريه و غيره.

بنابراين در قانون مدني ايران حق طلاق براي مرد پيش بيني شده است و زن در موارد استثنايي چنين درخواستي دارد.

در قانون مدني ايران، زوجه در شرايط خاصي مي تواند تقاضاي طلاق كند و در مقاله زير به مواردي كه زوجه مي تواند تقاضاي طلاق كند اشاره مي كنيم: حالت اول اين است كه زوجه در طلاق وكالت دارد. شوهر كه عموماً اشتباه است به آن طلاق مي گويند. اما قانوناً به اين «وكالت زوجه در طلاق» گفته مي شود. يعني مرد زن را وكيل خود مي كند تا هر وقت زن خواست به جاي شوهر طلاق بگيرد.
دومين موردي كه ممكن است به درخواست زوجه مطلقه انجام شود، درخواست دوازده مورد مندرج در صيغه نكاح است، مشروط بر اينكه به امضاي مرد در عقد رسيده باشد.
12 شرط مندرج در قراردادها به شرح زير است:

زن بايد ثابت كند كه شش ماه است كه نفقه نگرفته است.
اثبات آزار زن از شوهرش
زن ثابت مي كند كه شوهرش بيماري صعب العلاج دارد.
اثبات جنون مرد در صورت عدم امكان فسخ.
استخدام مرد در شغلي كه به حيثيت و مصالح خانوادگي زن لطمه وارد مي كند.
اعتياد شوهر به مواد مخدر يا مشروبات الكلي به نحوي كه ادامه زندگي زناشويي را براي زوجه مشكل كند.
در صورتي كه زوج به حبس از پنج سال يا بيشتر محكوم شده باشد.
شوهر شش ماه متوالي زندگي زناشويي را بدون هيچ عذري ترك كرده است.
اگر شوهر به مجازات محدود محكوم شده باشد.
يك مرد بعد از پنج سال زندگي نمي تواند بچه دار شود.
مرد بدون اجازه همسرش دوباره ازدواج مي كند.
مرد پس از شش ماه از حضور زن در دادگاه ناپديد مي شود.
مورد سومي كه زوجه مي تواند تقاضاي طلاق كند در موارد خاصي در قانون مدني پيش بيني شده است. به عنوان مثال در ماده 1130 قانون مدني آمده است: در صورتي كه مدت عقد موجب عسر و حرج زوجه باشد، زن مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند. در صورتي كه عسر و حرج مذكور در دادگاه ثابت شود، دادگاه مي تواند زوج را به طلاق اجباري كند و در صورت عدم امكان اجبار با اذن حاكم شرع، زوجه طلاق مي گيرد. ذكر نشده است زيرا مصاديق عسر و حرج براي هر فردي متفاوت است و قابل شمارش نيست، اما قانون مدني مواردي را به صورت تمثيلي ذكر كرده است:

ماده 1130 قانون مدني: در صورتي كه ادامه زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، زن مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق نمايد. در صورتي كه عسر و حرج مذكور در دادگاه ثابت شود، دادگاه مي تواند زوج را به طلاق اجباري كند و در صورت عدم امكان اجبار زوجه با اذن حاكم شرع طلاق مي گيرد.

تبصره (29/4/1381) - عسر و حرج موضوع اين ماده، پيدايش حالتي است كه زندگي را براي زوجه سخت و طاقت فرسا مي كند و موارد زير در صورت احراز دادگاه صالح از مصاديق عسر و حرج و عسر و حرج است. شرمندگي اين است:

ترك زندگي خانوادگي توسط زوجين حداقل به مدت شش ماه متوالي يا نه ماه متوالي به مدت يك سال بدون عذر موجه.
زن و شوهر به يكي از انواع مواد مخدر يا مشروبات الكلي اعتياد دارند كه زندگي خانوادگي را مختل مي كند و امتناع يا عدم امكان اجبار آنها را ترك مي كند در حالي كه پزشك بايد ترك كند.
حكم قطعي زوجين به حبس از پنج سال يا بيشتر.
ضرب و شتم يا هرگونه آزار مستمر زوجين كه به طور سنتي برحسب حال زوجه قابل تحمل نباشد.
زوجين مبتلا به بيماري هاي صعب العلاج رواني يا عفوني يا هر عارضه صعب العلاج ديگري كه زندگي مشترك را مختل كند.
موارد مذكور در اين ماده مانع از صدور حكم طلاق در ساير مواردي كه زن دچار عسر و حرج است نمي باشد.

بازدید : 31
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:07

براي امور حقوقي و قضايي نمي توان مدت خاصي را به طور دقيق پيش بيني كرد. مدت طلاق مرد نيز از اين قاعده مستثني نيست.

معمولاً تعداد بالاي پرونده ها در شعب دادگاه خانواده و رسيدگي به داوري در طلاق و مشاوره و ... و همچنين ايراداتي كه ممكن است در روند رسيدگي و ثبت طلاق در دفاتر ازدواج و طلاق پيش بيايد. باعث مي شود اين موارد مدت زمان طلاق توسط مرد بيشتر شود.

به عنوان مثال در طلاق از مرد، زن مي تواند نسبت به حكم دادگاه خانواده شكايت كند و در مراحل مختلف مانند تجديد نظر يا حتي تجديدنظرخواهي تجديد نظر كند. او بايد طلاق را ثبت كند و بايد منتظر باشد تا راي نهايي دادگاه صادر شود. در چه صورت شوهر مي تواند زن خود را طلاق دهد؟
طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدني مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون از زن خود تقاضاي طلاق كند.

طبق قانون حمايت خانواده، طلاق توسط مرد پس از مراجعه به دادگاه خانواده و دريافت گواهي عدم امكان سازش از طريق دادگاه امكان پذير است و البته منوط به پرداخت كليه حقوق مالي زن از قبيل نفقه و مهريه و اجرت المثل است. و در صورت امضاي شرط تنصيف طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران، مرد مجاز است در هر زماني زن خود را طلاق دهد و نيازي به ارائه دليل موجه براي طلاق زن نيست. قانع كننده را به دادگاه بياوريد.

طلاق توسط مرد يكي از انواع طلاق است؟
طلاقي كه توسط مرد اتفاق مي افتد و به مرحله اعدام منتهي مي شود، طلاق رجعي محسوب مي شود. طلاق رجعي نوعي طلاق است كه در دوران طلاق مرد مي تواند بدون رعايت تشريفات خاص به طلاق رجوع كند و به همسر خود رجوع كند و بدين ترتيب اثر طلاق از بين مي رود.

مرد مي تواند در مدتي به همسر خود مراجعه كند و با انجام هر كاري كه حاكي از قصد او براي ادامه زندگي مشترك باشد به مرجعيت برسد.

آيا عدم اطلاع دادگاه از مراجعه زوج به زوجه جرم است؟
بله، طبق ماده 49 قانون حمايت از خانواده، اگر مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي به ازدواج دائم يا طلاق يا فسخ نكاح بپردازد يا تا يك ماه پس از رجوع از ثبت آن امتناع كند يا از ثبت خودداري كند. در مواردي كه ثبت ازدواج موقت الزامي باشد. كند ضمن مكلف به ثبت واقعه به پرداخت جزاي نقدي درجه پنج يا حبس تعزيري درجه هفت محكوم مي شود. اين مجازات براي مردي كه از ثبت فسخ و اعلام فسخ نكاح يا طلاق امتناع كند نيز جاري است.

شكست ازدواج
مرد تا چه زماني بايد گواهي عدم امكان سازش را به دفتر ازدواج و طلاق ارائه دهد تا درخواست طلاق بدهد؟
بر اساس ماده 34 قانون حمايت خانواده مدت اعتبار گواهي عدم امكان سازش براي ارائه به دفتر رسمي ازدواج و طلاق سه ماه پس از تاريخ ابلاغ راي قطعي يا قطعي مي باشد.

در صورتي كه گواهي مذكور در اين مدت تسليم نشود يا طرفي كه آن را به دفترخانه رسمي طلاق ارائه كرده است ظرف سه ماه از تاريخ تسليم در دفترخانه حاضر نشود يا مدارك لازم را ارائه ندهد، گواهي صادر شده فاقد اعتبار است.

بنابراين در صورتي كه مرد ظرف مدت سه ماه با عدم ارائه گواهي اقدام به طلاق نكند، در صورتي كه قصد طلاق داشته باشد، بايد دوباره اقدام به طلاق كند.

اگر گواهي عدم امكان سازش صادره بر اساس توافق زوجين به موجب قانون باطل شود چه اتفاقي مي افتد؟
بر اساس قانون، در تبصره ماده 34 قانون حمايت از خانواده، در صورتي كه گواهي عدم امكان سازش صادره به موجب توافق زوجين به موجب قانون از درجه اعتبار ساقط شود، كليه قراردادهايي كه بر اساس آن گواهي صادر شده باشد، باطل خواهد شد. لغو شد.

در صورت عدم حضور زوجه در دفترخانه پس از صدور گواهي عدم امكان سازش براي اجراي صيغه طلاق، تكليف چيست؟
بر اساس ماده 35 قانون حمايت از خانواده، در صورتي كه زوجين در مهلت مقرر به دفتر رسمي ازدواج و طلاق مراجعه و گواهي عدم امكان سازش ارائه كنند، در صورت عدم حضور زوجه ظرف يك هفته در دفترخانه، منشي به زوجين هشدار مي دهد كه براي طلاق اقدام كنند. و آن را در دفتر ثبت كنيد.

در صورت عدم حضور صيغه طلاق فعلي پس از ثبت توسط اداره ثبت به زوجه ابلاغ مي شود.

روند درخواست طلاق از طريق مرد به طور كلي چگونه است؟
درخواست طلاق بايد به صورت اينترنتي و با مراجعه به دفاتر خدمات الكترونيك قضايي در سامانه ثنا ثبت شود. پس از تقديم دادخواست، زمان رسيدگي به طرفين اعلام مي شود و طبق قانون حمايت از خانواده، دادگاه بايد موضوع را به داوري ارجاع دهد.

بازدید : 30
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:07

همانطور كه مي دانيد و حتما شنيده ايد طلاق انواع مختلفي دارد. طلاق رجعي نيز يكي از انواع طلاق است كه در مقابل طلاق توافقي از جمله طلاق بين است.

در لغت به رجعت اطلاق مي شود و در اصطلاح حقوقي به حالتي اطلاق مي شود كه مرد پس از طلاق و جدايي مجدداً قصد ادامه زندگي با همسر مطلقه خود را دارد كه مي تواند براي مدتي به همسر خود مراجعه كند.

نكته اي كه در مورد طلاق رجعي ذكر مي شود اين است كه طلاق رجعي بستگي به اراده مرد دارد و زن نمي تواند در اعمال اراده مرد از جمله اعتراض نقشي داشته باشد. به همسر خود رجوع كنيد كه زن در ايام طلاق رجعي زوجه محسوب مي شود و از تمام آثار و حقوق مالي زوجيت برخوردار است.

در اين مطلب در سايت طلاق 24 قصد داريم به بحث طلاق رجعي و نحوه رجوع مرد به زن بپردازيم.

آثار طلاق رجعي
طلاق يكي از نهادهاي حقوقي است كه آثار اجتماعي، اقتصادي، عاطفي و غيره زيادي دارد. بررسي هر يك از اين آثار مي تواند موضوع مقاله اي جامع و كامل باشد.

در اين قسمت قصد داريم به آثار طلاق رجعي بپردازيم. همانطور كه قبلا ذكر شد، طلاق رجعي با ساير طلاق ها، به ويژه طلاق هاي باين تفاوت دارد. بنابراين بررسي آثار طلاق رجعي حائز اهميت است.

پرداخت نفقه زن توسط مرد در دوران عده را مي توان از مهم ترين آثار طلاق رجعي دانست; دليل آن اين است كه زن در عده طلاق رجعي مانند سابق زوجه محسوب مي شود.

در واقع مي توان گفت كه قانونگذار همچنان رابطه زناشويي را در دوران طلاق رجعي حفظ مي كند. به طوري كه اگر يكي از طرفين در اين مدت فوت كند، هر يك از طرفين از ديگري ارث مي برد.

شرايط طلاق رجعي
براي وقوع طلاق رجعي بايد شرايط وجود داشته باشد. در اينجا به برخي از اين شرايط اشاره مي كنيم:

همانطور كه مي دانيد خانم ها بعد از طلاق بايد شماره اي را نگه دارند كه مدت آن با توجه به نوع طلاق متفاوت است. در مواردي نيز قانونگذار حضانت را ضروري نمي داند. جالب است بدانيد در اين موارد طلاق رجعي محقق نمي شود. اين شامل:

طلاق دختر باكره و حتي بعد از ازدواج رابطه نزديكي نيست. اين نوع طلاق قابل رجوع نيست زيرا نوع طلاق صحيح است.
طلاق زني كه ديگر حائض نيست و به اصطلاح يائسه است نمي تواند طلاق رجعي باشد. اين نوع طلاق صحيح است و مرد حق بازگشت به زندگي زناشويي سابق را ندارد.
ممكن است بپرسيد اگر مرد پس از طلاق از دو مورد فوق پشيمان شود و قصد بازگشت به زندگي قبلي خود را داشته باشد، آيا اين امكان وجود دارد؟

در پاسخ مي توان گفت كه مرد در اين گونه موارد مانند طلاق رجعي حق رجوع ندارد، اما اگر بخواهد به زندگي ادامه دهد در صورت رضايت همسرش مي توانند مجدداً ازدواج كنند.

انواع طلاق رجعي
طلاق رجعي انواع مختلفي دارد كه در ادامه به هر يك از آنها مي پردازيم.

بر اساس ماده ۱۱۳۳ قانون مدني، مرد مي‌تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون از دادگاه تقاضاي طلاق كند. بنابراين هر گاه طلاق به درخواست زوجين باشد، طلاق رجعي محسوب مي شود.
اگرچه امروزه ميزان طلاق و سوء استفاده از اين حق قانوني بسيار رايج است، اما اختيار و حق طلاق در حقوق ايران همچنان به مردان واگذار شده است.

قانونگذار براي صيانت از نهاد خانواده و جلوگيري از فروپاشي زندگي خانوادگي و آثار منفي اجتماعي آن، رابطه زناشويي را در دوران طلاق رجعي حفظ كرده است تا در صورت پشيماني مرد از تصميم خود، راهي براي بازگشت به آن وجود داشته باشد. زندگي و ايجاد رابطه زناشويي. دارند.

از ديگر انواع طلاق مي توان به طلاق و نزاع اشاره كرد. طبق قانون اين دو نوع طلاق در شرايطي محقق مي شود كه زن خواهان و خواهان طلاق باشد.
در واقع گاهي شرايط زندگي به گونه اي مي شود كه زنان به دليل تنفر شديدي كه از همسرشان مي گيرند، طلاق مي گيرند.

گاهي از طرفين نفرت ايجاد مي شود كه به آن طلاق مي گويند. لازم به ذكر است كه در هر دو مورد، زن بايد مقداري از اموال خود را به شوهر خود بپردازد تا طلاق خود را قطعي كند. مقدار آنها در قانون مدني مشخص شده است.

طبق ماده 1146 قانون مدني در تعريف طلاق آمده است: طلاق عبارت است از اينكه زن در مقابل مالي كه به شوهرش مي دهد به دليل كراهت از شوهر طلاق دهد. اعم از اينكه مال عين مهر يا معادل آن باشد يا بيشتر يا كمتر از مهر.

همچنين در تعريف طلاق طبق ماده 1147 قانون مدني طلاق كراهت طرفين بيان شده است ولي در اين صورت عوض نبايد بيشتر از مهريه باشد.

بازدید : 37
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:06

در هر صورت برخي ازدواج ها منجر به جدايي و طلاق مي شود. بديهي است در طول حيات زوجين، زوجين داراي اموال و دارايي خواهند بود و در صورت طلاق عده اي، علاوه بر حقوق مالي و غير مالي ناشي از ازدواج از قبيل نفقه، اجرت المثل، مهريه، حضانت. از كودكان تكليف اموال زوج ديگر در طلاق چه مي شود؟

بسياري از زوج هايي كه قصد طلاق دارند معمولاً اطلاعات لازم در مورد تقسيم اموال در طلاق را ندارند. طبق قانون بايد بدانيد كه زوجه در اداره و تصرف اموال خود كاملاً مستقل است و مي تواند به هر نحوي كه مايل است از آن استفاده كند.

از طرفي مرد در اداره و تصرف اموال خود كاملاً مستقل است و مي تواند به هر نحوي در آن دخل و تصرف كند كه بعد از ازدواج نيز امكان پذير خواهد بود. طلاق در نظر گرفته نمي شود بنابراين در ايران امكان تقسيم اموال در طلاق وجود ندارد. در واقع در صورت طلاق زوجين قانوني وجود نخواهد داشت كه دارايي آنها را نصف كند و معمولاً در برخي از كشورهاي خارجي اين قانون اعمال مي شود.

البته حقوق زن در قانون مدني و خانواده ايران كاملاً محفوظ است و زن مي تواند مهريه، نفقه و هر موضوع ديگري را كه مربوط به حق مالكيت خود باشد مطالبه كند و قانونگذار چنين حقي را براي زنان قائل شده است. اما شرط تقسيم مال فقط در سند ازدواج زوجين ديده مي شود و در صورتي كه مرد در زمان عقد شرط تقسيم مال را امضا كند، قانوناً ملزم به پرداخت آن در زمان طلاق است.

بر اساس اين شرط، «در صورتي كه طلاق به درخواست زوجه نباشد و به حكم دادگاه، تقاضاي طلاق ناشي از سوء رفتار يا سوء رفتار زوجه نباشد، مرد مكلف است نيمي از دارايي‌هاي موجود خود را در طول مدت تسليم كند. زندگي زناشويي." با زوجه تحصيل شده يا معادل آن به زوجه رايگان منتقل مي شود.»

تقسيم دارايي ها
دارايي زوجه چيست و چگونه به دست مي آيد؟
همانطور كه در مقدمه عرايض ذكر شد، طبق قانون مدني و خانواده، زن در اداره و تصرف در اموال خود چه قبل و چه بعد از ازدواج كاملاً آزاد است.

خواه قبل از شروع زندگي مشترك دارايي بوده باشد و يا اينكه پس از ازدواج با هديه گرفتن، كار كردن يا ارث بردن اموال يا دارايي به دست آورده باشد. زوجه حق دارد نسبت به مال خود هر گونه اقدام قانوني از قبيل فروش، دادن يا اجاره دادن و... انجام دهد، بنابراين در موارد ذكر شده نيازي به اذن شوهر نخواهد داشت.

آيا مي توان مهريه زوجه را دارايي شخصي او در زندگي زناشويي دانست؟
يكي از آداب و رسومي كه در نقاط مختلف ايران ريشه ديرينه دارد، آوردن اثاثيه توسط زوجه به خانه مرد در ابتداي زندگي مشترك به عنوان جهيزيه ذكر شده است.

جهيزيه يا جهيزيه اي كه زن به خانه شوهر مي آورد ملك او محسوب مي شود و از آنجا كه طبق قانون هيچ گونه تعهد و تكليفي در تهيه و آوردن جهيزيه ندارد و نيازي به تامين جهيزيه توسط زوجه نيست. هر وقت بخواهد مي‌تواند مهريه‌اش را به هر كجا كه مي‌خواهد منتقل كند و از زندگي مشترك بيرون بياورد، چون مالك آن است.

همانطور كه مستحضر هستيد پرداخت نفقه يكي از وظايف مرد در زندگي مشترك و از حقوق زن است. در مقابل، تمكين جزء حقوق مرد و از وظايف زن است. بنابراين تامين مسكن و وسايل لازم براي زندگي مشترك مانند اثاثيه منزل بر عهده مرد است.

اكنون كه مي دانيم مهريه جزء اموال زوجه است، اگر در طول عمر زوجين اين اقلام فرسوده يا آسيب ببينند و تعويض شوند، نه نيازي به پرداخت غرامت از سوي زوج و نه الزامي به تعويض آن است. ملك به عنوان ملك او زن نخواهد داشت.

پيشنهاد مي شود با توجه به ابعاد مختلف و بعضاً پيچيده برخي از مسائل مربوط به تقسيم اموال در طلاق اعم از دارايي و مهريه زوجين، قبل از هرگونه اقدام قانوني، اطلاعات كامل و مورد نياز را در اين خصوص كسب نماييد. طلاق 24 با كادري از بهترين وكلا و مشاوران حقوقي مجرب تا رفع كامل مشكلات حقوقي شما در كنار شما خواهد بود.

قبل و بعد از ازدواج شامل چه چيزهايي مي شود؟
گفتيم اصل بر اين است كه تمام اموال و دارايي هاي مرد اعم از آنچه قبل از ازدواج يا بعد از ازدواج براي او داشته متعلق به او باشد و به دليل ازدواج از اين جهت حقي براي زن در اموال او ايجاد نمي كند. مرد شد بنابراين به طور كلي و اصولي تقسيم مال در طلاق موضوعيت ندارد مگر در موارد زير.

البته ذيلاً ذكر خواهد شد كه زن از نظر مهريه و نفقه يا اجرت المثل و ميزان آن مي تواند به درخواست خود از طريق دادگاه يا ثبت اسناد تقاضاي توقيف اموال مرد كند.

بازدید : 31
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:05

طلاق تحت هيچ شرايطي تصميم خوبي براي جدايي زوجين محسوب نمي شود، اما گاهي بسته به نوع رابطه تنها راه است.

ميزان طلاق در ايران در سال هاي اخير افزايش چشمگيري داشته است كه مي تواند به عوامل مختلفي بستگي داشته باشد.

طلاق يكي از معضلات اصلي جامعه ماست كه مي تواند دلايل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... داشته باشد. در خصوص طلاق راهكارهاي مختلفي ارائه شده است اما تاثير چنداني در كاهش جدايي زوجين نداشته است. زماني كه زن و شوهر تمايلي به ادامه زندگي با يكديگر نداشته باشند و امكان سازگاري بين آنها وجود نداشته باشد، طلاق مي گيرند.

طلاق در حقوق ايران شرايط خاصي دارد و وقوع آن بايد طبق تشريفات و تشريفات خاصي انجام شود. به طور كلي مرد حق طلاق دارد اما در موارد خاص زن نيز مي تواند تقاضاي طلاق كند.

در طلاق رضايت زوج در اولويت است و زن بايد از دستورات شوهر اطاعت كند. اما اگر شرايطي ايجاد شود كه براي زوجه حق طلاق ايجاد شود، رضايت زوج شرط اصلي جدايي نيست.

طلاق مي تواند توسط مرد يا زن يا توافقي انجام شود. در هنگام درخواست طلاق از مرد بايد حقوق قانوني زوجه به طور كامل مشخص شود اما اگر طلاق از طرف زن باشد وضعيت كمي متفاوت است و زوجه بايد دلايل قانوني را براي صدور حكم طلاق به دادگاه ارائه كند.

در طلاق توافقي هر دو طرف با جدايي موافقت مي كنند و به طور مسالمت آميز از هم جدا مي شوند. شرايط طلاق توافقي با ساير انواع طلاق متفاوت است و جدايي زوجين بدون مشكل خاصي صورت مي گيرد.

لازم به ذكر است در طلاق توافقي زوجين بايد در مواردي مانند مهريه به توافق برسند. به عبارت ديگر، در صورت عدم توافق در اين زمينه و تعيين وضعيت مهريه و ساير موارد، طلاق امكان پذير نيست.

در هر صورت اگر طرفين تصميم قطعي براي طلاق بگيرند بايد مراحل قانوني را طي كنند. روند طلاق در دادگاه ها كمي طولاني است و جلسات متعددي براي زوجين وجود دارد.

جلسات طلاق معمولاً بيشتر از ساير دعاوي است و روند طلاق مي تواند چندين ماه طول بكشد.

دادخواست طلاق به دادگاه خانواده تقديم مي شود و پس از آن زوجين بايد در جلسات مشاوره شركت كنند. حضور در جلسات مشاوره الزامي است كه در اين جلسات راهكارهاي لازم به طرفين ارائه مي شود.

بارها پيش آمده است كه برگزاري چنين جلساتي مانع از جدايي زوجين شده و اين زوج به زندگي سابق خود بازگشته اند. لذا حضور در جلسات مشاوره خانواده الزامي است.

گاهي اوقات زوجين در طول ازدواج با هم اختلاف پيدا مي كنند و تصميم به جدايي مي گيرند. طلاق توافقي در مدت عقد شرايط خاصي دارد كه در ادامه بيشتر توضيح خواهيم داد. طلاق توافقي در مدت عقد
تفاوت در روابط زناشويي ممكن است از ابتدا شروع شود. در واقع اختلافات به قدري زياد است كه زوج تصميم به جدايي در دوران ازدواج مي گيرند.

اختلافات در دوران ازدواج آشكار است و در اكثر روابط زناشويي رخ مي دهد، اما در هر شرايطي زن و مرد اختلافات را به صورت مسالمت آميز حل مي كنند.

در طلاق توافقي طرفين با جدايي موافقت كرده و طي مراحل قانوني از هم جدا مي شوند. البته ممكن است از ابتدا رضايت به جدايي داده نشود و در صورت وجود شرايط خاص در نهايت طلاق صورت مي گيرد.

در يك نوع طلاق توافقي، زن تمايل به جدايي دارد اما مرد قصدي براي اين كار ندارد. زوجه با دادن تمام يا بخشي از حقوق قانوني خود به طلاق رضايت مي دهد.

در يك سري روابط زناشويي، زن از همان ابتدا از شوهرش متنفر است و هيچ شرايطي براي درخواست طلاق وجود ندارد.

به همين دليل زوجه براي جلب رضايت زوج براي طلاق، مهريه خود را داده است. در اين صورت هر دو طرف راضي به جدايي هستند و طلاق در ضمن عقد توافق مي شود.

دلايل طلاق توافقي در دوران عقد
طلاق ممكن است به دلايل مختلفي اتفاق بيفتد و محدود به موضوع خاصي نيست. زماني كه زوجين به وظايف قانوني خود در قبال يكديگر عمل مي كنند، اختلاف ايجاد مي شود و در نهايت طلاق رخ مي دهد.

اگر زن و مرد به خواسته هاي يكديگر توجه كنند، قطعاً طلاق اتفاق نمي افتد.

در رابطه اي كه از ابتداي ازدواج بين زن و مرد اختلاف وجود داشته است، معمولا مدت زيادي طول نمي كشد و طلاق مي تواند راه حل خوبي در اين زمينه باشد.

با توجه به اينكه دلايل طلاق زياد است در اين قسمت به برخي از آنها اشاره مي كنيم. دلايلي كه مي تواند منجر به طلاق توافقي در دوران عقد شود به شرح زير است:

مشكلات مالي
اختلاف طبقاتي اقتصادي و فرهنگي بين خانواده هاي طرفين
عدم پايبندي زوجين به تعهدات ضمن عقد
از دست دادن اعتماد بين طرفين
اختلافات خانوادگي
طولاني شدن دوره ازدواج
زن و شوهر اخلاق مناسبي ندارند

بازدید : 27
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:05

كدام وراث هم در ارث بردن ساير وراث و هم در ميزان سهم الارث آنها مؤثر است؟

در اين مقاله به محدوديت در ارث و انواع و مصاديق آن اشاره مي كنيم. محدوديتي كه در قانون مدني به حجاب معروف است. حجاب به موانع يا محدوديت هاي ارث برخي از ورثه از متوفي اطلاق مي شود. به كسي كه مانع ارث ديگران مي شود يا مانع ارث مي شود، حاجب مي گويند. بنابراين حجاب حالتي است كه وارث ديگر با داشتن يك يا چند وارث يا ارث نمي برد يا كمتر ارث مي برد. حجاب دو نوع است. حجاب حجمان و حجاب نقدي. حجاب هرماني

حجاب هارماني

حجاب هارماني

سلب اصل ارث را حجاب مي گويند. حجاب حجابي يا به اين صورت است كه وجود وارث در هر طبقه، دهليز هرالدي طبقه بعدي است و يا در هر طبقه، درجه نزديك، دهليز سلطه درجه دور است. به اين ترتيب اگر در طبقه اول ارث برده شود، وراث طبقه دوم ارث نمي برند. مثلاً در صورت وجود فرزند يا مادر يا پدر متوفي، نوه يا خواهر و برادر متوفي ارث نمي برد.

مصاديق توهين به مقدسات

هر طبقه سد محافظ طبقه بعدي است. يعني طبقه دوم تا طبقه اول ارث نمي برد و طبقه سوم تا طبقه دوم ارث نمي برد.

در هر دسته (نه در هر طبقه)، هر چه درجه نزديكتر باشد، مانع وراثت دورتر است.

با خواهر و برادر ابويني بودن (برادران و خواهراني كه پدر و مادر يكسان با متوفي هستند)، برادر و خواهر ابي (برادران و خواهراني كه با متوفي فقط يك پدر دارند و مادرشان متفاوت است) ارث نمي برند. معيارهاي محرمانه بودن

ملاك حجاب از اصل ارث، رعايت قرابت با ميت است. بنابراين، هر طبقه از وراث، طبقه بعدي را از ارث محروم مي كند; مگر در مورد ماده 936 و موردي كه ورثه بعدي مي تواند به قائم مقام ارث برساند كه در اين صورت هر دو ارث مي برند.

ماده 936 قانون مدني: با وجود امامان يا اولاد آنان ارث نمي برند. مگر اينكه وارث منحصر به پسر عموي ابويني با پسر عموي مجرد ابي باشد كه در اين صورت فقط پسر عمو پسر عمو را از ارث محروم مي كند; اما اگر با پسر عموي ابويني عمه يا دايي داشته باشد يا چند امام باشد حتي ابي تنها، پسر عمو ارث نمي برد.

چه كسي مانع ندارد؟

پدر و مادر و پسر و دختر نگهبان ندارند. زن و شوهر نيز محدوديتي ندارند. زن و شوهر با همه طبقات قابل جمع است و طبقات مانع ارث بردن آنها نمي شود.

نقص حجاب

نقص حجاب

در صورت كمبود حجاب (حجاب جزئي يا حجاب از برخي)، حجاب باعث مي شود كه ورثه ديگر ارث كمتري به ارث ببرد تا اينكه بقيه را خودش (يا حتي خودش نكند). مثل بچه هايي كه براي برنده شدن بيشتر، فرض بالاي زن يا شوهر را به فرض پايين تقليل مي دهند. پس عيب آن اين است كه فرض ورثه از زياد به كم مي‌رسد، مانند سهم شوهر كه در صورت داشتن فرزند از زوجه متوفي نصف تا ربع كاهش مي‌يابد.

مصاديق بي حجابي

فرزند زن متوفي خلاف شوهرش است.

فرزند اين مرد متوفي حاجب نقشاني همسر وي است.

فرزند متوفي در مقابل پدر است.

فرزند ميت يا برادران و خواهران متوفي برعكس مادر است.

در مواردي كه متوفي صاحب فرزند مي شود، مانند حالت سوم، فرزند مادر معلول مي شود. اگر ميت فرزند نداشته باشد سهم مادر بيشتر و در صورت داشتن فرزند سهم كمتري به او تعلق مي گيرد. يكي از آنها را مي توان به عنوان ماده حاجب ديگر معرفي كرد. زيرا سهم آنها از يك ثانيه به يك سوم كاهش مي يابد. در هر حال سهم دختر و دختر در نبود پسر براي متوفي در هر حال نسبت معيني از تركه است.

اگر بعد از تقسيم اموال بين وراث مقداري مال اضافي اضافه شود بايد اين مقدار از اموال اضافي بين وراثي كه معين شده تقسيم شود. مگر اينكه ورثه براي مدت اضافه شدن مال منع شده باشند كه در اين صورت استحقاق ارثي را ندارند كه به آن (رد) مي گويند.

مثلاً زوجه اصلاً نمي تواند بيش از يك چهارم مال را ارث ببرد. زوجين در صورت وجود وراث نسبي ديگر بيش از يك ثانيه نمي توانند ارث ببرند. مادر نمي تواند بيش از يك ششم ارث ببرد. در مواردي از حجاب ردّ محروم مي شود، البته در صورت داشتن حجاب.

مواردي هست كه ورثه اصلا ارث نمي برد ولي در شرايطي وارث ديگري مي شود. و آن ها برادران و خواهران متوفي هستند كه سرپرست مادر متوفي مي شوند. در اين صورت مادر از طبقه اول و برادران و خواهران متوفي طبقه دوم هستند اما طبقه دوم بر ارث طبقه اول تأثير مي گذارد.

اثر برات متوفياو و خواهر (ننگ يا برادري) به سهم مادر

برادران و خواهران مرده دو تأثير بر مادر دارند:

سهم مادر را از يك سوم به يك ششم كاهش مي دهند.

آنها از طرد اضافي مادر جلوگيري مي كنند.

شرايطي كه در آن برادران و خواهران متوفي مادر فقدان مادر مي شوند

آنها بايد حداقل دو برادر يا يك برادر و دو خواهر يا چهار خواهر داشته باشند.

بگذار پدر زنده باشد.

ممنوعيت ارث ندارند؛ به جز قتل

يكي از والدين يا پدر متوفي باشد. (از ظاهر جزء ب ماده 892 ق.م چنين بر مي آيد كه همه بايد ابويني يا ابي باشند اگر خواهر و برادر امي باشند حجاب مادر نيستند).

نكته: حجاب ارث را با مانع ارث اشتباه نگيريد. رابطه حجاب و مانع ارث مطلق، عمومي و خصوصي است. هر حجابي مانعي است، اما هر مانعي حجابي نيست.

بازدید : 40
دوشنبه 13 تير 1401 زمان : 16:33

همانطور که در ماده 4 قانون جدید چک آمده است: به درخواست دارنده چک. بانک ها موظفند عدم پرداخت وجه چک را بدون تاخیر در سامانه بانک مرکزی ثبت و کد رهگیری را در گواهینامه ای دریافت کنند که حاوی اطلاعاتی از قبیل مشخصات چک، هویت و آدرس کامل صادرکننده باشد. به عنوان دلیل یا دلایل صریح عدم پرداخت. درج شود و پس از مهر و امضا به متقاضی تحویل داده شود.

تغییرات قانون جدید چک و نحوه پرداخت چک در زمان کسری حساب صادرکننده

در بسیاری از موارد چک های صادر شده فقط به دلیل کسری موجودی برگشت داده شده و بانک از پرداخت همان مبلغ ممانعت کرده است.

اما در تغییرات قانون جدید چک، قانونگذار بانک را به درخواست دارنده چک مکلف می کند; مبلغ موجود را به وی پرداخت کنید و دارنده باید پس از درج مبلغ دریافتی، چک را به بانک تحویل دهد. ضمناً به درخواست دارنده، کسری چک باید بلافاصله در سامانه بانک مرکزی ثبت شود. گواهی شامل کد رهگیری است که در دارنده آن وارد شده است.

البته گواهی به صادرکننده چک نیز ابلاغ خواهد شد. گواهینامه؛ به باقی مانده تقاضا؛ جانشین اصل چک است که البته اعتبار آن در مراجع ثبتی و محاکم قضایی منوط به درج کد رهگیری است.

در صورت صدور چک بلامحل چه اتفاقی می افتد؟

بر اساس تغییرات قانون جدید چک، پس از ثبت عدم پرداخت یا کسری مبلغ چک در سامانه یکپارچه بانک مرکزی، به صورت آنلاین از طریق این سامانه به کلیه بانک ها و موسسات اعتباری اطلاع رسانی می شود.

24 ساعت پس از اطلاع سامانه تا زمان حذف چک، کلیه بانک ها و موسسات اعتباری موظف به افتتاح حساب و صدور کارت بانکی جدید، پرداخت تسهیلات بانکی یا صدور هرگونه ضمانت نامه و افتتاح اعتبار اسنادی ارزی و ریالی هستند. . رد و توقیف وجوه بانکی کلیه حسابهای بانکی و هر مبلغی که متعلق به صادرکننده است به میزان کسری مبلغ چک.

چک برگشتی

مهمترین مزیت تغییرات قانون جدید چک، شفافیت اطلاعات مالی و جلوگیری از افزایش صدور چک بلامحل است.

مهمترین مزایای تغییر قانون جدید چک

مهمترین مزیت تغییرات قانون جدید چک شفافیت اطلاعات مالی افراد و جلوگیری از روند رو به رشد صدور چک بلامحل است اما این تمام ماجرا نیست. افرادی که چک های برگشتی را بدون چک داشته باشند، امتناع می کنند.

به این ترتیب امکان صدور چک بلامحل و خسارات وارده به غیر جامعه کمتر می شود. و اقداماتی مانند رتبه بندی اعتباری و رتبه بندی اعتباری برای سهامداران خاص در دسترس است

نکته حائز اهمیت این است که راه جلوگیری از بوروکراسی ناکارآمد و تاخیر در دعاوی مربوط به چک در قانون جدید چک نیز دیده شده است، زیرا دارنده چک نسبت به مطالبه کسری چک و حق الوکاله در حدود تعرفه قانونی فقط توسط ارائه گواهی عدم انطباق برای اجرا می توان از دادگاه صالح درخواست پرداخت کرد.

بازدید : 39
دوشنبه 13 تير 1401 زمان : 16:33

اهمیت بازنگری و ایجاد تغییرات در قوانین چک

امروز در سراسر جهان «چک» می کند; وسیله پرداختی است که به دلیل سرعت و سهولت پرداخت و انتقال در کریر حتی می تواند با پول رقابت کند.

اما چک این صندوق با تمام مزایایی که دارد، در صورتی که محدودیت قانونی نداشته باشد، با موضوعاتی مانند صدور چک بدون وثیقه، سرقت و جعل می تواند نظام اقتصادی را مختل کند، بنابراین تدوین قانون جامعی در زمینه چک که می تواند حذف شود. کاستی ها و اعتبارات اضافی بخشش همواره مورد توجه کشورها و نظام اقتصادی بین المللی بوده است.

از این رو دولت به منظور کاهش صدور چک بلامحل و اعتبار چک در معاملات تجاری، تغییراتی را در قانون جدید چک اعمال کرده است.

تغییرات در قانون جدید چک می تواند نقطه پایانی برای صدور چک بلامحل باشد

قانون چک برای اولین بار در تیرماه 1355 در ایران به تصویب رسید و سپس بسته به شرایط اقتصادی ادوار مختلف، هر از چند گاهی اصلاحات و تغییراتی در آن صورت گرفت، اما تغییرات شدید اقتصادی در سال‌های اخیر و افزایش شدید مشکل " صدور چک بدون وثیقه» به خوبی نشان داد که قوانین موجود برای صدور چک پاسخگوی چالش های موجود نیست.

نبود خویشتنداری لازم برای جلوگیری از صدور چک بلامحل و انباشته شدن چک های برگشتی در دست دارندگان، فعالان اقتصادی را بر آن داشت تا عملاً چک را از تجهیزات معاملاتی خود حذف کنند.

رواج بی اعتمادی در جمهوری چک و همچنین مراجعات وقت گیر فراوان به دادگاه ها برای دعاوی مربوط به چک و البته ظهور مفاهیم جدیدی مانند «چک الکترونیکی» در نهایت قانونگذار را به بازنگری اساسی سوق داد. و اصلاح قانون چک.

اقدامات جلوگیری از صدور چک بلامحل در تغییرات قانون جدید چک

در تغییرات قانون جدید چک، وجود انبوه چک در دست افرادی که اعتبار کافی برای صدور چک ندارند، همواره برای رفع این مشکل مشکل ساز بوده است. قانونگذار تمامی بانک ها را موظف کرده است که فقط از سامانه صیادی بانک مرکزی چک صادر کنند و از این طریق پس از بررسی صحت مشخصات مشتریان، بانک ها در صورت عدم منع قانونی از سامانه شناسایی الکترونیکی استعلام دریافت می کنند. حسب مورد پس از دریافت گزارش اعتباری از سامانه ملی اعتباربخشی و یا رتبه اعتباری از موسسات موضوع بند (21) ماده (1) با محاسبه سقف اعتبار مجاز متقاضی، مدت اعتبار معینی تعیین می شود. به هر یک از شناسه های منحصر به فرد وی اختصاص یابد لازم به ذکر است حداکثر مدت اعتبار چک از تاریخ وصول سه سال می باشد و چک هایی که تاریخ آن پس از این زمان باشد مشمول این قانون نخواهد بود.

تغییرات در قانون جدید چک؛ چک های الکترونیکی

اصلاحات قانون جدید چک پس از فراز و نشیب سرانجام در آبان 97 ابلاغ و اجرا شد.

برای اولین بار در این قانون؛ چک های الکترونیکی نیز به طور رسمی در قانون تجارت گنجانده شده و به صراحت بیان شده است. معاملات مبتنی بر چک الکترونیکی نیز مشمول قانون صدور چک بوده و مقررات مربوط در مورد چک الکترونیکی نیز اعمال خواهد شد.

تبیین و صدور دستورالعمل های لازم در این خصوص نیز بر عهده بانک مرکزی بود تا ظرف مدت یک سال از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون چک جدید، کلیه دستورالعمل های لازم را تدوین و ابلاغ کند.

مهم ترین مزیت این اقدام، شناخت و نظام مند شدن چک های الکترونیکی در مبادلات تجاری و گام برداشتن در مسیر تجارت الکترونیک است که گامی مهم در راستای همگامی با اقتصاد کنونی جهان است.

قانون جدید چک و تسریع در احقاق حقوق دارندگان چک

انتظار ده روزه برای بازگشت اطلاعات چک به سامانه بانک مرکزی به نوعی فرصتی برای احقاق حقوق دارندگان چک تلقی شد که در اصلاحیه قانون جدید چک حذف شده است.

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 236
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • بازدید امروز : 67
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 69
  • بازدید ماه : 69
  • بازدید سال : 271
  • بازدید کلی : 9604
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی