loading...

????? ?????

بازدید : 31
چهارشنبه 15 تير 1401 زمان : 19:43

بخشش مهريه

بخشش مهريه

پرونده هاي در حال رسيدگي در دادگاه ها همگي داراي يك يا چند شاكي اعم از حقيقي يا حقوقي هستند و در ميانه يكي از اين پرونده ها ممكن است شاكي فوت كند و افكار عمومي تصور كنند كه پرونده نصف شده است. تمام شد اما نشد و قوانين و مقررات خاص خود را دارد كه يك حقوقدان در گفتگو با «پشتيباني» به تشريح جزئيات آن مي پردازد.

منصور رحمدل در گفت و گو با «حمايت» اظهار مي كند: اصحاب دعوا براي رسيدگي به پرونده خود در دادگاه ها پرونده تشكيل داده اند و خواهان رسيدگي به آن هستند اما در اين بين ممكن است اصحاب دعوا با سنگ جان خود را از دست بدهند و يا گايو را از دست بدهند. وضعيت و ساير مسائل يكي از موانع ادامه دادرسي است كه در برخي موارد موجب توقف يا تأخير رسيدگي مي شود.

وضعيت پرونده اي كه شاكي فوت كند

وي در پاسخ به اين سوال كه بعد از فوت شاكي چه اتفاقي براي شاكي مي افتد، مي گويد: در صورت فوت شاكي، اگر جرم قابل گذشت باشد، ورثه مي توانند از طرف متوفي پيگيري كنند.

رحمدل در ادامه به غيرقابل گذشت بودن جرم اشاره مي كند و مي افزايد: در صورتي كه جرم غيرقابل گذشت باشد، صرف نظر از اينكه در اين صورت ورثه قابل تعقيب هستند، اساساً فوت شاكي تأثيري در توانايي ندارد. براي تعقيب متهم

اين حقوقدان همچنين با بيان اينكه فوت در امور كيفري با فوت در امور حقوقي متفاوت است، ادامه مي دهد: در صورت فوت شاكي در امور حقوقي، هر گاه يكي از اصحاب دعوا در جريان رسيدگي فوت كند، دادگاه رسيدگي كننده موقت است. متوقف و به طرف مقابل اطلاع مي دهد و پس از تعيين جانشين و درخواست ذينفع، تحقيقات ادامه مي يابد.

به گفته رحمدل، بر اساس ماده 105 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني، هر گاه يكي از اصحاب دعوا فوت يا معسر شود و يا موقعيت يكي از طرفين دعوا از بين برود، دادگاه رسيدگي مي كند. مكث مي كند و طرف مقابل را مطلع مي كند. پس از تعيين قائم مقام و درخواست ذينفع، تحقيقات ادامه مي يابد مگر اينكه فوت يا رجم يا زوال يكي از اصحاب دعوا تأثيري در رسيدگي به سايرين نداشته باشد كه در اين صورت سايرين تحت تعقيب كيفري قرار خواهند گرفت. ادامه هيد.

صدور قرار توقف در صورت فوت متهم

وي در پاسخ به اين سوال كه اگر متهم در جريان رسيدگي كيفري فوت كند چه اتفاقي مي افتد، بيان مي كند: در صورت فوت متهم طبق ماده 13 قانون آيين دادرسي كيفري. تعليق تعقيب و گريز صادر خواهد شد. معلوم مي شود در صورت تعارض قرار منع تعقيب و موقوفي تعقيب، اولويت با منع تعقيب است زيرا قرار مذكور موافق اصل برائت است.

اين وكيل همچنين بيان مي كند كه در صورت فوت شاكي خسارت چقدر خواهد بود: اگر خسارت قبلاً مطالبه شده باشد، ورثه ادامه مي دهند، اما اگر قبلاً مطالبه نشده باشد، مي توان در صورت عدم حضور وراث مطالبه كرد. مي تواند خسارت جرم را مطالبه كند.

وي در مورد وضعيت مواردي كه ديه به آنها تعلق مي گيرد مي گويد: ناگفته نماند كه ديه يكي از انواع مجازات هاست و قبل از تقسيم تركه بايد از متوفي پرداخت شود.

به گفته رحمدل، همچنين اگر قابل ادعا باشد و خود متوفي ادعا نكرده باشد، در اينجا فرض اعتراض مطرح مي شود. وي در خصوص مواردي كه با فوت طرفين مختومه نمي شود، مي گويد: در صورت فوت متهم، هميشه دعوا متوقف مي شود، اما در صورت فوت شاكي، دعوا متوقف نمي شود. اين وكيل دادگستري همچنين در پاسخ به اين سوال كه تاثير فوت يكي از متهمان در مواردي كه چند نفر متهم به جرم هستند، خاطرنشان مي كند: در اين صورت دعوا فقط نسبت به متوفي متوقف مي شود و هيچ تاثيري بر ارتكاب جرم ندارد. مرحوم. ديگران. آيا مي دانيد چگونه مي توانيد مهريه را ببخشيد و براي دادن مهريه به كجا مراجعه كنيد؟ آيا مي دانيد جهيزيه قبل از ازدواج معني ندارد؟ بخشش خوب است، اما مناسب و به جا. اين متن نكات مفيدي براي شما دارد تا با چشم پوشي بي دليل از حق قانوني خود به استقبال كوهي از مشكلات نرويد.

گستردگي مسائل حقوقي و پيچيدگي موضوعات مختلف آن لزوم آموزش بيشتر را روشن مي سازد. ضرورت هايي مانند آشنايي شهروندان با قواعد حقوقي حاكم بر روابط اجتماعي و افزايش آگاهي عمومي نسبت به مسائل حقوقي يكي از مهم ترين راهكارهاي كاهش دسترسي مردم به عدالت است. در اين قسمت به مهريه اشاره شده است كه در ادامه مي خوانيد.

آيا مي دانيد حضور پدر عروس براي دادن جهيزيه ضروري است؟

مهريه متعلق به زن است و مرد بايد طبق شرع و قانون آن را بپردازد. حال فرض كنيد زني از اين حق شرعي چشم پوشي كند. واضح است كه چرا او يا احساساتي است يا بايد اين كار را انجام دهد. البته گاهي از روي عقل و علاقه اين تصميم را مي گيرد و اجرا مي كند، اما در هر صورت اگر خداي ناكرده مشكلي در ر.خوشحالي شوهرش، اندوهش را دو چندان كرده است.

بازدید : 53
چهارشنبه 15 تير 1401 زمان : 19:43

رسيدگي حقوقي

رسيدگي حقوقي

پرونده هاي در حال رسيدگي در محاكم و دادگاه ها همگي داراي يك يا چند شاكي اعم از حقيقي يا حقوقي هستند و در ميانه يكي از اين پرونده ها ممكن است شاكي از دنيا خارج شود و افكار عمومي فكر كنند كه پرونده نصف شده است. تمام شود اما اينطور نيست و قوانين و مقررات خاص خود را دارد كه يك حقوقدان در گفتگو با «پشتيباني» به تشريح جزئيات آن مي پردازد.

منصور رحمدل در گفت وگو با «حمايت» اظهار مي كند: اصحاب دعوا براي رسيدگي به پرونده خود در دادگاه ها تشكيل پرونده داده اند و خواستار رسيدگي به آن هستند اما در اين بين ممكن است اصحاب دعوا همراه با سنگ فوت كنند و يا از دست بدهند. موقعيت و مسائل ديگر يكي از موانع ادامه دادرسي محسوب مي شود كه در مواردي موجب توقف يا تأخير دادرسي مي شود.

وضعيت پرونده اي كه شاكي فوت كند

وي در پاسخ به اين سوال كه پس از فوت شاكي چه اتفاقي براي شاكي مي افتد، مي گويد: در صورت فوت شاكي، در صورت قابل گذشت بودن جرم، ورثه مي توانند از طرف متوفي پيگيري كنند.

رحمدل در ادامه به شرايط غيرقابل گذشت بودن جرم اشاره مي كند و مي افزايد: اگر جرم غيرقابل گذشت باشد، صرف نظر از اينكه در اين صورت ورثه مي توانند تعقيب كيفري كنند، اساساً فوت شاكي تأثيري در توانايي ندارد. براي تعقيب متهم

اين وكيل دادگستري همچنين با اذعان به اينكه فوت در امور كيفري با فوت در امور حقوقي متفاوت است، ادامه مي دهد: در صورت فوت شاكي در امور حقوقي، هرگاه يكي از اصحاب دعوا در جريان رسيدگي فوت كند، دادگاه رسيدگي كننده به طور موقت. توقف مي كند و به طرف مقابل اطلاع مي دهد و پس از تعيين جانشين و درخواست ذينفع، رسيدگي ادامه مي يابد.

به گفته رحمدل، بر اساس ماده 105 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني، هر گاه يكي از اصحاب دعوا فوت يا معسر شود و يا موقعيت يكي از كساني كه وارد دعوا شده اند از بين برود، دادگاه رسيدگي مي كند. مكث مي كند و به طرف مقابل اطلاع مي دهد. پس از تعيين قائم مقام و درخواست ذينفع، رسيدگي ادامه مي يابد، مگر اينكه فوت يا سنگسار يا زوال يكي از اصحاب دعوا تأثيري در رسيدگي به سايرين نداشته باشد كه در اين صورت رسيدگي به سايرين خواهد بود. ادامه هيد.

صدور قرار توقف تعقيب در صورت فوت متهم

وي در پاسخ به اين سوال كه در صورت فوت متهم در جريان رسيدگي به پرونده كيفري چه اتفاقي مي افتد، اظهار مي كند: در صورت فوت متهم به استناد ماده 13 ق.آ.د.ك. تعليق تعقيب صادر خواهد شد. معلوم مي شود در صورت تعارض قرار منع تعقيب و موقوفي تعقيب، اولويت با منع تعقيب است زيرا قرار مذكور موافق اصل برائت است.

اين وكيل دادگستري همچنين با بيان اينكه خسارت ناشي از جرم در صورت فوت شاكي چقدر خواهد بود، بيان مي كند: در صورتي كه خسارت ناشي از جرم قبلا مطالبه شده باشد، وراث ادامه خواهند داشت، اما اگر قبلاً مطالبه نشده باشد و امكان مطالبه در صورت عدم حضور ورثه مي توانند خسارت جرم را مطالبه كنند.

وي در مورد وضعيت مواردي كه ديه به آنها تعلق مي گيرد مي گويد: ناگفته نماند كه ديه يكي از انواع مجازات هاست و قبل از تقسيم تركه بايد از مال ميت پرداخت شود.

به گفته رحمدل، همچنين اگر مي توان ادعا كرد و خود متوفي مدعي نبود، در اينجا فرض اعتراض مطرح مي شود. وي در خصوص مواردي كه با فوت طرفين متوقف نمي شود، مي گويد: در صورت فوت متهم، دعوي هميشه متوقف مي شود، اما در صورت فوت شاكي، دعوي متوقف نمي شود. اين وكيل دادگستري همچنين در پاسخ به اين سوال كه تاثير فوت يكي از متهمان در مواردي كه چند نفر متهم به جرم هستند، خاطرنشان مي كند: در اين صورت دعوي فقط نسبت به متوفي متوقف مي شود و تاثيري در قبال متوفي ندارد. ديگران.

بازدید : 29
چهارشنبه 15 تير 1401 زمان : 19:43

تغيير در شناسنامه

تغيير در شناسنامه

ممكن است شما يكي از متقاضيان تغيير نام باشيد، اما آيا كسي مي تواند شناسه خود را تغيير دهد و نام خود را تغيير دهد؟ در قانون اصلاح قانون ثبت احوال مصوب 1355 آمده است كه شناسنامه سندي است كه هويت هر فرد را مشخص مي كند، بنابراين حفاظت از آن اطلاعات موضوع بسيار مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد، بنابراين هرگونه تغيير در هويت كارت بدون مراحل قانوني جرم است .

پرويز نوين، وكيل دادگستري در گفت و گو با «حمايت» با بيان اينكه شناسنامه سند رسمي سازمان ثبت احوال در اجراي وظايف حاكميتي است، گفت: مجريان و انقلابي ها مي توانند سازمان ثبت احوال را در انجام وظايف خود ياري دهند.

وي تصريح كرد: سردفتران ازدواج و طلاق، كاركنان پزشكي قانوني، بيمارستان ها و گورستان ها موظفند در انجام وظايف قانوني خود با سازمان ثبت احوال همكاري لازم را داشته باشند. ) در دفاتر ثبت شده است.

اين وكيل دادگستري با اشاره به دفاتر موجود در سازمان ثبت احوال، تصريح كرد: اداره كل ثبت احوال دفتري است كه تولد هر فرد و وقايع مربوط به ازدواج، طلاق، رجوع و انقضا و فوت همسر، تولد و فوت در آن ثبت شده است. ولد فرزندان و فوت دارنده سند در مندرجات اظهارنامه ها و اسناد قيد مي شود. دفتر وفات نيز يك دفتر ثبت مجزا است كه واقعه مربوط به فوت هر فرد در آن ثبت مي شود. البته با انجام مراحل ثبت الكترونيكي، اين دفاتر در سامانه هاي رايانه اي ثبت مي شوند.

نوين خاطرنشان كرد: ولادت در ايران توسط نماينده يا سردفتر و ولادت در خارج از كشور توسط ماموران كنسولي ايران در اداره كل ثبت احوال ثبت مي شود. در اين دفتر اطلاعات زير قيد شده است: 1 - ساعت، روز، ماه، سال و محل تولد - استان - شهرستان - بخش - روستا (شهر، روستا) و تاريخ ثبت آن.

وي درباره اطلاعات مندرج در شناسنامه افزود: نام و نام خانوادگي و شماره شناسنامه يا مجوز اقامت يا گذرنامه و محل صدور، شناسنامه يا مجوز اقامت يا گذرنامه و محل سكونت والدين، نام و نام خانوادگي و محل سكونت و شماره شناسنامه و محل صدور شناسنامه و نسبت اظهاركننده در صورت داشتن مدركي غير از پدر و مادر.

اسامي ممنوع!

اين حقوقدان درباره انتخاب نام توضيح داد: انتخاب نام با گوينده است، براي نامگذاري يك اسم ساده يا مركب (حسين، محمدمهدي و امثال آن) كه از نظر عرف اسم محسوب مي شود، انتخاب مي شود. اما انتخاب حروف هتك حرمت به مقدسات اسلامي و نيز انتخاب القاب و القاب و حروف ناپسند و مستهجن ممنوع است.

نوين افزود: شناسايي حروف ممنوع با شوراي عالي ثبت احوال است و اين شورا نمونه هاي آن را تعيين و به سازمان اعلام مي كند.

وي با اشاره به انتخاب نام براي اقليت هاي ديني تصريح كرد: انتخاب نام براي اقليت هاي ديني به رسميت شناخته شده در قانون اساسي تابع زبان و فرهنگ ديني آنهاست، بنابراين اين موضوع منع قانوني ندارد.

اين حقوقدان تاكيد كرد: در قانون آمده است كه نوع مذهب اقليت هاي ديني شناخته شده در قانون اساسي كشور در اسناد ثبتي قيد شده است.

وي در خصوص لقب «سيد» نيز به مردم توضيح داد: ذكر حاكميت در اسناد ثبتي ساداتي كه در اسناد ثبتي پدر يا جد پدري، حاكميت او ذكر شده و يا به دلايل شرعي حاكميت او ثابت شده باشد، الزامي است. كه خود را سيد نمي دانند و يا عدم حاكميت آنها قانوناً محرز است. وي افزود: براي صدور شناسنامه بايد آرم جمهوري اسلامي ايران در نظر گرفته شود و محل خاصي براي انگشت نگاري، شماره كلاس ما و پيوست عكس وجود داشته باشد. و ماه نيز در آن ذكر شود.

نوين تصريح كرد: دارنده شناسنامه پس از رسيدن به سي سالگي موظف است ظرف مدت يك سال نسبت به تمديد آن اقدام كند. صدور شناسنامه يا شناسنامه اتباع خارجي طبق مقررات آيين نامه اجرايي اين قانون خواهد بود.

وي ادامه داد: هر گاه «هويت و تابعيت» افراد زير سوال رفت و مدارك لازم براي اثبات آن ارائه نشد، براي اثبات «هويت» به مراجع انتظامي و اثبات «تابعيت» به شوراي تامين شهر و در صورت تاييد طبق مقررات اقدام خواهد شد.

بازدید : 43
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:10

مهريه بعد از فوت

مهريه بعد از فوت زوجين

طبق ماده 940 قانون مدني هر يك از زوجين پس از فوت ديگري از ديگري ارث مي برد. ارث زماني بين زوجين برقرار مي شود كه رابطه زناشويي آنها دائمي باشد و در ازدواج موقت رابطه ارثي برقرار نباشد.

اگر زوج هنگام فوت فرزند يا نوه داشته باشد، حصه زوجه يك هشتم و در صورت نداشتن فرزند يا نوه، سهم زوجه يك چهارم دارايي زوج است. همچنين اگر زوجه فرزند يا نوه داشته باشد، شوهر يك ربع و در صورت نداشتن فرزند يا نوه، نصف از اموال زوجه ارث مي‌برد و بقيه دارايي بين ساير وراث تقسيم مي‌شود.

اگر زن وارثي غير از شوهر نداشته باشد، تمام دارايي به او مي رسد. اما اگر شوهر غير از زن وارثي نداشته باشد، در صورت نبود وارث ديگر، زن فقط يك چهارم اموال باقيمانده از شوهر را به ارث مي برد و بقيه دارايي متعلق به ورثه است و به ولي امر مسلمين مي آيد كه طبق موازين شرعي با آن رفتار شود.

اگر متوفي چند زن داشته باشد، يك چهارم يا يك هشتم اموالي كه از ميت باقي مي ماند به همسران او مي رسد كه به طور مساوي بين آنها تقسيم مي شود. اگر زوجه او را به طلاق رجعي طلاق دهد، هر يك كه قبل از انقضاي عده فوت كند، ديگري از او ارث مي‌برد. اما اگر فوت يكي از آنها بعد از پايان عقد يا طلاق قطعي باشد، رابطه ارث برقرار نمي شود.

اگر زوج در هنگام بيماري، زن خود را به هر نوع طلاقي طلاق دهد و زن در ظرف يك سال از تاريخ طلاق به علت بيماري فوت كند، زن از او ارث مي‌برد. البته مشروط بر اينكه زن در اين مدت ازدواج نكرده باشد.

اگر شوهر مريض با زني ازدواج كند و قبل از ازدواج به همان بيماري بميرد، زن از او ارث نمي برد، اما اگر بعد از ازدواج يا پس از بهبودي از مرض بميرد، زن از او ارث مي برد.

تكليف مهريه بعد از فوت زن

با فوت زن تمام حقوق و مطالبات او به ورثه او مي رسد. يكي از حقوق زن مهريه اوست كه اگر در زمان حيات خود از شوهر نگرفته باشد اين حق به ورثه او مي رسد. بنابراين پدر و مادر زوجه از مهريه او ارث مي برند و براي محاسبه مهريه، سهم زوج از مبلغ مهريه به نسبت سهم الارث پدر و مادر كسر و در اختيار آنها قرار مي گيرد.

بنابراين اگر دخول در مدت زوجيت صورت نگيرد زوجه و ورثه او مالك نصف مهر هستند و اگر دخول انجام شود مالك تمام مهر هستند. اما بايد توجه داشت كه يكي از وراث زن، شوهر و فرزندان او هستند كه علاوه بر پدر و مادر زن، مهريه را به ارث مي برند.

مهريه زن پس از فوت شوهر

مهريه مال معيني يا چيزي است كه قائم مقام مال است كه در عقد نكاح به عهده مرد است و در صورت مطالبه زن مكلف به پرداخت مهريه خود است و اين حق ربطي به طلاق و طلاق ندارد. نفقه. حال اگر مردي بميرد تكليف مهر چيست؟

به خصوص اگر مهريه مشترك باشد، مهريه را بايد بر اساس شاخص سال فوت شوهر محاسبه كرد يا به نرخ روز و سال مطالبه مهريه؟

در پاسخ بايد گفت در صورت فوت زوج، زوجه بايد از طرف وراث متوفي كه وصيت مطالبه مهريه را پذيرفته اند در دادگاه اقامه دعوي كند.

بر اساس ماده 3 آيين نامه اجرايي قانون الحاق يك تبصره به ماده 1082 قانون مدني، در مواردي كه مهريه زن پس از فوت بايد از تركه زوج متوفي پرداخت شود، تاريخ فوت همان روز است. مبناي محاسبه

تعهد پدرشوهر

نكته ديگر در مورد تعهد پدر زوج به پرداخت مهريه زوجه پس از فوت توسط پسرش است.

مهريه با تراضي طرفين تعيين مي شود و در درجه اول به عهده شوهر است، اما گاهي به دليل زندگي يا كار شوهر با پدرش يا به دلايل ديگر، پدر شوهر ممكن است بعد از فوت، مهريه زن را بپردازد. بفهميد در اين صورت با مطالبه مهريه و اعلام اعسار زوج براي پرداخت مهريه، زوجه حق رجوع به پدر شوهر را دارد.

در اين صورت ديگر مسئوليت پرداخت مهريه بر عهده شوهر نيست و پرداخت مهريه بر عهده پدر خواهد بود.

اثبات برائت از پرداخت مهريه

در صورتي كه زن شوهر خود را از پرداخت مهريه معاف كند ولي در عقدنامه مبلغ مهريه درج شده باشد و او آن را از دفتر اسناد رسمي حذف نكرده باشد و سپس زوجه مهريه را مطالبه كند، اثبات اين ادعا بر عهده شوهر است. ، كه به دلايل قانوني مانند معرفي شهود مي توانند از اثبات اين ادعا استفاده كنند.

بخشش حق استزن نمي تواند قبل از ازدواج مهريه خود را ببخشد. زيرا تا زماني كه حق ايجاد نشود قابل بخشش نيست.

بازدید : 49
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:10

قتل عمدقتل عمد

مجازات قتل عمد در اصل قصاص است، اما هميشه اينطور نيست، يعني صرف قتل عمد موجب قصاص نمي شود، بلكه شرايط ديگري لازم است كه بدون آن قصاص ممكن نيست. موارد قتل عمد كه قاتل قصاص نمي شود را مي توان به قتل هايي كه علت موجه دارد و قتل عمدي كه منجر به قصاص نمي شود تقسيم كرد.

قتل هايي كه دلايل موجهي دارند

الف) قتل عمدي متوفي موضوع بند الف ماده 302 قانون مجازات اسلامي.

فلسفه قانونگذار در حمايت از قوانين مربوط به قصاص در قتل عمد، حمايت از مقتول است كه خون او جايز و محترم است و در واقع مستحق قتل نيست، اما اگر مقتول به پيامبر و ائمه اطهار(ع) اهانت كند يا مرتد فطري، يا دشمن يا براي ارتكاب زنا و لواط، مستحق كشته شدن است. قتل چنين شخصي موجب قصاص نمي شود زيرا جان او شرافتمندانه و امن نيست و در واقع مستحق قتل است.

ب) قتل عمد به عنوان دفاع مشروع

ذكر اين نكته ضروري است كه هرگونه مقاومتي را نمي توان دفاع مشروع تلقي كرد و در مقابل مضروب يا مقتول مي توان به آن استناد كرد، اما توسل به دفاع مشروع طبق ماده 156 قانون مجازات اسلامي مشروط به شرايط زير است: ديگر با احراز شرايط و جنبه قانوني به آن بخشيده است.

ماده 156 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 مي گويد: جرم محسوب مي شود در صورت احراز شرايط زير مجازات نخواهد شد: ب- دفاع مستند به دليل موجه يا خوف عقلي باشد. ج- خطر و تجاوز به عنف به دليل اقدام آگاهانه يا تجاوز به عنف ديگري و دفاع ديگر صورت نگرفته باشد. توسل به نيروهاي دولتي بدون تأخير عملاً امكان پذير نخواهد بود و يا دخالت آنها در دفع تجاوز و خطر مؤثر نخواهد بود».

ج) قتل عمدي مرد خارجي كه با زن شخصي زنا مي كند

بند ج ماده 302 قانون مجازات اسلامي در مورد معافيت قصاص مردي است كه زن خود را در حال زنا با مرد خارجي ببيند. در واقع طبق اين ماده اولاً اين حق فقط براي زوجه محفوظ است. ثانياً مرد مي بيند كه زنش با مرد خارجي زنا مي كند و فقط شنيدن خبر كافي نيست. ثالثاً: مرد (قاتل) بايد آنها را در حال زنا بكشد و اگر بعد از زنا آنها را بكشد، اين قتل موجب قصاص مي شود. همسرش با اين موضوع موافقت كرده است.

د) قتل عمدي در اجراي حكم قانوني

طبق ماده 158 قانون مجازات اسلامي جديد، قتل در صورت اجراي قانون يا به دستور ضابط قانوني موجب قصاص نخواهد شد. سه بند ماده 158 عبارتند از: ب- در صورتي كه ارتكاب رفتار لازمه اجراي قانون باشد. ج- در صورتي كه رفتار رفتاري مطابق قانون مرجع صالح باشد و موضوع مذكور خلاف شرع نباشد.

قتل عمدي كه موجب قصاص نمي شود

اين موارد مربوط به شرايطي است كه قانونگذار عامل قتل عمد را به دليل وجود خصوصياتي در قاتل يا مقتول مستوجب قصاص نمي داند و از همان ابتدا با واكنشي متفاوت از قصاص مواجه مي شود. پس بايد اين موارد را از سقوط قصاص تفكيك كرد.

الف) قاتل پدر يا جد پدري مقتول است

طبق ماده 301 قانون مجازات اسلامي، قصاص در صورتي ثابت مي شود كه مرتكب پدر يا جد پدري مقتول نباشد.

ب) قاتل ديوانه يا نابالغ است

همچنين هر گاه ديوانه يا نابالغ عمداً كسي را بكشد خطا محسوب نمي شود و قصاص نيست، بلكه عاقلان آنها بايد ديه قتل مقتول را به وارث مقتول بدهند.

ج) قرباني ديوانه است

همچنين در ماده 301 قانون مجازات اسلامي تاكيد شده است كه «قصاص در صورتي ثابت مي شود كه مقصر عاقل باشد».

د) قاتل مست است

طبق ماده 307 قانون مجازات اسلامي ارتكاب جرم در حالت مستي و عدم تعادل رواني ناشي از استعمال مواد مخدر و روانگردان و امثال آن موجب قصاص مي شود مگر اينكه ثابت شود در اثر مستي و عدم تعادل روحي مرتكب به طور كامل محروم شده است. از قدرت در اين صورت علاوه بر ديه، به مجازات تعزيري مقرر در كتاب پنجم «تعزيرات» محكوم مي شود. اما اگر ثابت شود كه مرتكب قبلاً براي چنين عملي خود را مست كرده است يا مي دانسته است كه مستي و عدم تعادل روحي خود، هر چند نوعاً موجب ارتكاب آن جنايت يا مانند آن شود، جرم عمدي محسوب مي شود.

بازدید : 41
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:09

قصاصقصاص

مجازات قتل عمد در اصل قصاص است، اما هميشه اينطور نيست، يعني صرف قتل عمد موجب قصاص نمي شود، بلكه شرايط ديگري لازم است كه بدون آن قصاص ممكن نيست. موارد قتل عمد كه قاتل قصاص نمي شود را مي توان به قتل هايي كه علت موجه دارد و قتل عمدي كه منجر به قصاص نمي شود تقسيم كرد.

قتل هايي كه دلايل موجهي دارند

الف) قتل عمدي متوفي موضوع بند الف ماده 302 قانون مجازات اسلامي.

فلسفه قانونگذار در حمايت از قوانين مربوط به قصاص در قتل عمد، حمايت از مقتول است كه خون او جايز و محترم است و در واقع مستحق قتل نيست، اما اگر مقتول به پيامبر و ائمه اطهار(ع) اهانت كند يا مرتد فطري، يا دشمن يا براي ارتكاب زنا و لواط، مستحق كشته شدن است. قتل چنين شخصي موجب قصاص نمي شود زيرا جان او شرافتمندانه و امن نيست و در واقع مستحق قتل است.

ب) قتل عمد به عنوان دفاع مشروع

ذكر اين نكته ضروري است كه هرگونه مقاومتي را نمي توان دفاع مشروع تلقي كرد و در مقابل مضروب يا مقتول مي توان به آن استناد كرد، اما توسل به دفاع مشروع طبق ماده 156 قانون مجازات اسلامي مشروط به شرايط زير است: ديگر با احراز شرايط و جنبه قانوني به آن بخشيده است.

ماده 156 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 مي گويد: جرم محسوب مي شود در صورت احراز شرايط زير مجازات نخواهد شد: ب- دفاع مستند به دليل موجه يا خوف عقلي باشد. ج- خطر و تجاوز به عنف به دليل اقدام آگاهانه يا تجاوز به عنف ديگري و دفاع ديگر صورت نگرفته باشد. توسل به نيروهاي دولتي بدون تأخير عملاً امكان پذير نخواهد بود و يا دخالت آنها در دفع تجاوز و خطر مؤثر نخواهد بود».

ج) قتل عمدي مرد خارجي كه با زن شخصي زنا مي كند

بند ج ماده 302 قانون مجازات اسلامي در مورد معافيت قصاص مردي است كه زن خود را در حال زنا با مرد خارجي ببيند. در واقع طبق اين ماده اولاً اين حق فقط براي زوجه محفوظ است. ثانياً مرد مي بيند كه زنش با مرد خارجي زنا مي كند و فقط شنيدن خبر كافي نيست. ثالثاً: مرد (قاتل) بايد آنها را در حال زنا بكشد و اگر بعد از زنا آنها را بكشد، اين قتل موجب قصاص مي شود. همسرش با اين موضوع موافقت كرده است.

د) قتل عمدي در اجراي حكم قانوني

طبق ماده 158 قانون مجازات اسلامي جديد، قتل در صورت اجراي قانون يا به دستور ضابط قانوني موجب قصاص نخواهد شد. سه بند ماده 158 عبارتند از: ب- در صورتي كه ارتكاب رفتار لازمه اجراي قانون باشد. ج- در صورتي كه رفتار رفتاري مطابق قانون مرجع صالح باشد و موضوع مذكور خلاف شرع نباشد.

قتل عمدي كه موجب قصاص نمي شود

اين موارد مربوط به شرايطي است كه قانونگذار عامل قتل عمد را به دليل وجود خصوصياتي در قاتل يا مقتول مستوجب قصاص نمي داند و از همان ابتدا با واكنشي متفاوت از قصاص مواجه مي شود. پس بايد اين موارد را از سقوط قصاص تفكيك كرد.

الف) قاتل پدر يا جد پدري مقتول است

طبق ماده 301 قانون مجازات اسلامي، قصاص در صورتي ثابت مي شود كه مرتكب پدر يا جد پدري مقتول نباشد.

ب) قاتل ديوانه يا نابالغ است

همچنين هر گاه ديوانه يا نابالغ عمداً كسي را بكشد خطا محسوب نمي شود و قصاص نيست، بلكه عاقلان آنها بايد ديه قتل مقتول را به وارث مقتول بدهند.

ج) قرباني ديوانه است

همچنين در ماده 301 قانون مجازات اسلامي تاكيد شده است كه «قصاص در صورتي ثابت مي شود كه مقصر عاقل باشد».

د) قاتل مست است

طبق ماده 307 قانون مجازات اسلامي ارتكاب جرم در حالت مستي و عدم تعادل رواني ناشي از استعمال مواد مخدر و روانگردان و امثال آن موجب قصاص مي شود مگر اينكه ثابت شود در اثر مستي و عدم تعادل روحي مرتكب به طور كامل محروم شده است. از قدرت در اين صورت علاوه بر ديه، به مجازات تعزيري مقرر در كتاب پنجم «تعزيرات» محكوم مي شود. اما اگر ثابت شود كه مرتكب قبلاً براي چنين عملي خود را مست كرده است يا مي دانسته است كه مستي و عدم تعادل روحي خود، هر چند نوعاً موجب ارتكاب آن جنايت يا مانند آن شود، جرم عمدي محسوب مي شود.

بازدید : 46
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:09

دادگاه در دعاوي فني و تخصصيدادگاه در دعاوي فني و تخصصي

روزانه پرونده هاي متعددي از سوي شهروندان در محاكم قضايي مطرح مي شود كه بسياري از آنها مربوط به مسائلي است كه مردم در زندگي روزمره خود با آن سروكار دارند، اما در اين بين برخي از اين دعاوي جنبه فني و تخصصي دارد. با توجه به اطلاعات محدود قضايي قاضي و قاضي نسبت به قوانين شكلي و ماهوي موجود، نمي توان به تنهايي به اين مجهولات قضايي پاسخ داد. به همين دليل براي رسيدگي به اين گونه دعاوي، رسيدگي به اين موضوع به كارشناسان واگذار مي شود.

موضوعي است كه قابل ارجاع به كارشناس است كه اطلاعات او كاملاً در اختيار قاضي نيست و در حيطه اطلاعات عادي يا حرفه قاضي نيست. سوالي كه در ابتدا مي توان مطرح كرد اين است كه آيا مراجعه دادگاه به كارشناس ضروري است؟ براي پاسخ به اين سوال مي توان به ماده 257 قانون آيين دادرسي مدني اشاره كرد كه دادگاه مي تواند دستور ارجاع به كارشناس را صادر كند. كلمه "مي تواند" در اين مقاله به اين معني است كه مراجعه به متخصص "اختياري" است. بنابراين درخواست اصحاب دعوا براي دادگاه الزامي به مراجعه به كارشناس ايجاد نخواهد كرد. در عين حال اختياري بودن به معناي آزادي كامل دادگاه در قبول يا رد درخواست ارجاع به كارشناس نيست. اصولاً ارجاع به كارشناس اختياري است اما در مواقعي كه نياز به مداخله كارشناسي باشد دادگاه موظف به ارجاع موضوع به كارشناس خواهد بود زيرا ارجاع به كارشناس ضامن سلامت رسيدگي و بي طرفي قاضي است. يكي از روش هاي انتخاب كارشناس، توافق و توافق طرفين است. قسمت اول ماده ۲۶۸ قانون آيين دادرسي مدني در اين خصوص مي گويد: انجام دهد. «طبق اين ماده بايد گفت اراده مشترك اصحاب دعوا در انتخاب كارشناس مؤثر خواهد بود. روش ديگر انتخاب خبره، انتخاب به قيد قرعه است. كارشناس، دادگاه كارشناس را انتخاب مي كند.ماده 258 قانون مي گويد: «دادگاه بايد از بين كساني كه در حوزه مربوطه صلاحيت دارند، كارشناس مورد اعتماد را انتخاب كند و در صورت تعدد به قيد قرعه انتخاب شود». آنچه از اين ماده استنباط مي شود اين است كه دادگاه زماني مكلف به قرعه كشي است كه در رشته مورد نظر بيش از يك نفر كارشناس وجود داشته باشد.«نكته اي كه در انتخاب كارشناس بايد به آن توجه شود و به آن اشاره شده است. ماده 268- كارشناسي كه با اجماع انتخاب مي‌شود ممكن است غير از كارشناس رسمي باشد.

تكليف كارشناس در پذيرش قرار ارجاع شده توسط دادگاه

سوال ديگري كه ممكن است در بحث كارشناسي مطرح شود اين است كه كارشناسان بر چه اساسي انتخاب مي شوند و آيا طرفين مي توانند كارشناس تعيين شده را رد كنند؟ پاسخ به اين سوال از دو منظر قابل بررسي است: از منظر اول، كارشناس مكلف به پذيرش كارشناسي است، مگر اينكه دلايل رد كارشناس حاكم باشد. ماده 261 قانون آيين دادرسي مدني در اين باره مي گويد: «كارشناس مكلف به قبول دستور كارشناسي است كه دادگاه به او ارجاع مي دهد، مگر اينكه عذر موجهي از دادگاه داشته باشد، در اين صورت بايد به دادگاه اطلاع دهد. كتباً قبل از مراجعه به كارشناس «عذر كارشناس همان عذر قاضي است».

بر اساس اين ديدگاه، پس از ارجاع امر به كارشناس، مكلف به پذيرش امر كارشناسي است، مگر اينكه عذري داشته باشد كه دادگاه تشخيص دهد عذر او موجه است. در اين صورت كارشناس بايد قبل از اقدام به چنين اقدامي عذر موجه خود را براي عدم انجام وظيفه محول شده از سوي دادگاه اعلام كند تا دادگاه از موضوع مطلع شود. مواردي كه كارشناس از انجام كارشناسي مستثني است در ماده 91 قانون آيين دادرسي مدني ذكر شده است. مثلاً اگر بين كارشناس و يكي از اصحاب دعوا تا درجه سوم هر طبقه نسبت نسبي يا سببي وجود داشته باشد و كارشناس يا ولي يا خادم يكي از اصحاب دعوا باشد يا يكي از طرفين امين يا كفيل دعوا باشد. كارشناس يا همسر وي، كارشناس از انجام كارشناسي معذور خواهد بود. همچنين در صورتي كه كارشناس يا فرزند يا همسر او وارث يكي از اصحاب دعوا باشد، كارشناس قبلاً در مورد ارجاع به عنوان قاضي يا داور يا كارشناس يا شاهد، اختلاف مدني بين كارشناس و يكي از اصحاب دعوا يا او اظهار نظر كرده است. همسر يا فرزند يا در صورت وجود دعواي كيفري يا در گذشته مطرح شده باشد و از تاريخ صدور رأي قطعي بيش از دو سال نگذشته باشد و در نهايت اگر كارشناس يا همسر يا فرزند وي نفع شخصي داشته باشد. موضوع، كارشناس از انجام كارشناسي معذور است. البته ساير موارد ذكر شده، ساير موارد و عذرها از قبيل مرخصي، بيماري و كهولت سن كارشناس به تشخيص دادگاه قابل توجيه است. اما چون پذيرش كارشناس وظيفه كارشناس است، امتناع قانونگذار تخلف انتظامي است.بدون عذر موجه

موارد پذيرش اختياري كارشناسي

از طرفي پذيرش كارشناس اختياري است و اين اختيار محدود به مواردي است كه ارجاع كارشناس خارج از محدوده خدمات جغرافيايي كارشناس باشد; مثلا دادگاه عمومي شهريار آقاي الف را كه خدمت جغرافيايي ايشان در تهران است را به عنوان كارشناس انتخاب كند. در اين صورت كارشناس در پذيرش كارشناسي مختار است. زيرا اين وظيفه فقط براي حوزه قضايي است كه حوزه جغرافيايي خدمات كارشناسي در آن قرار دارد.

بازدید : 41
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:09

طلاق تشريفات خاصي دارد كه در هر فرآيندي الزامي است. بنابراين افرادي كه متقاضي طلاق هستند لازم است در ابتدا با اين اصول و روش ها آشنايي كامل داشته باشند و در نهايت وارد مرحله طلاق شوند.

البته برخي از اين تشريفات معمولاً براي سخت‌تر كردن روند مشخص مي‌شود تا مجريان بتوانند آمار طلاق را در كشور كاهش دهند و در حين انجام كار، زن و مرد را به فكر وادار كنند و شايد از طلاق دوري كنند.

بنابراين پس از صدور حكم طلاق از سوي دادگاه لازم است طرفين طلاق با حضور دو نفر شاهد به دفتر ازدواج و طلاق مراجعه كنند تا حكم طلاق صادر شود. اما سوال اينجاست كه آيا مي توان در طلاق در دفتر طلاق از خانم ها شهادت گرفت يا خير؟ چرا بايد در جريان طلاق شاهد حضور داشته باشد؟
ضرورت و دليل حضور شاهد در زمان طلاق چيست؟ نياز به حضور شهود اين فايده اساسي را دارد كه مطمئناً روند طلاق را دشوارتر از قبل مي كند و ممكن است از جهاتي ميزان طلاق را كاهش دهد و شايد به نوعي روابط تيره زوجين را تقويت كند.

زيرا در گذشته افراد در يافتن شاهدان طلاق كه داراي ويژگي هاي لازم مانند عدالت بودند حساسيت زيادي داشتند و ممكن بود برخي از افراد به دليل عدم دسترسي به چنين افرادي از طلاق خود پشيمان شوند.

علاوه بر اين، حضور دو شاهد عادل در هنگام صدور حكم طلاق، باعث مي شود با راهنمايي و دلسوزي اين افراد از طلاق هاي عجولانه و ناجوانمردانه خودداري شود.

همچنين حضور دو شاهد عادل براي استماع حكم طلاق، در صورتي كه بين زن و مرد در اصل طلاق اختلاف شود و دليلي بر اثبات اين موضوع وجود نداشته باشد، از اين طريق، يعني با حضور، موجب خواهد شد. شاهدان براي اثبات طلاق يك زوج آسانتر مي يابند و در نهايت حقوق آنها محفوظ مي ماند.

مثلاً ممكن است شخصي ادعا كند كه در زمان معيني از همسرش طلاق گرفته است، اما مدركي براي اثبات آن نداشته باشد. در اين شرايط است كه زن همچنان شوهر مرد محسوب مي شود و از كليه حقوق زناشويي اعم از نفقه و ساير حقوق قانوني برخوردار است.

از آنجايي كه دعاوي مربوط به طلاق و مراحل بعدي صيغه در دفاتر نكاح و طلاق و در نهايت استفاده از شهود عادل از پيچيدگي خاصي برخوردار است و جهل به برخي مسائل ممكن است موجب ضرر زوجه شود، حتماً قبل از مشورت با كارشناس اقدام كنيد. وكيل در اين زمينه

طلاق
ويژگي هاي شاهدان طلاق چيست؟
همان طور كه اشاره كرديم فردي كه شاهد اجراي طلاق است بايد داراي ويژگي هايي باشد كه در ادامه به آن ها اشاره مي كنيم:

شاهدان طلاق بايد مرد و حداقل 18 سال سن داشته باشند.
كسي كه شاهد طلاق است بايد عاقل باشد، زيرا طبق ماده 1134 قانون مدني كه شهود بايد طلاق را بشنوند، مسلماً به اين معنا خواهد بود كه مي‌دانند براي طلاق واقع شده است. است.
تبصره: در صورتي كه شخص داراي جنون ادواري يا موقت باشد در حالت فقاهت (يعني در سلامت روان) امكان حضور شاهد در اجراي حكم طلاق وجود دارد. اما شخص مجنون دائم نمي تواند شاهد اجراي حكم طلاق باشد.

اما در مورد سفيه حكم با مجنون دائم فرق مي كند. ، زيرا قانونگذار فقط در اجراي امور مالي براي سفيهان محدوديت و ممنوعيت قائل شده است.

سومين و مهمترين ويژگي شاهد همانطور كه در قسمت بالا بيان كرديم اين است كه شاهد بايد عادل باشد و گفتيم عادل به شخصي اطلاق مي شود كه گناهكار نباشد. و گناهان كبيره را مرتكب نشود و بر گناهان صغيره اصرار نكند.
هر دو شاهد طلاق بايد اعتقاد باطني به خداوند متعال و شريعت اسلام داشته باشند.
هر دو شاهد طلاق نياز به شناخت زوجين دارند، البته نه به اين معنا كه درك جامعي از خصوصيات اخلاقي يا رفتاري زوجين داشته باشند، بلكه به اندازه اي كه ويژگي هاي آنها را بشناسند يا تشخيص آنها از ساير زوج ها كافي باشد. اشخاص حقيقي. بنابراين اطلاع دقيق زوجين براي شاهد در اجراي حكم طلاق لازم نيست.
تبصره ـ در صورتي كه معلوم شود شهودي كه براي اجراي صيغه طلاق متهم شده اند فاقد هيچ يك از ويژگي هاي فوق هستند، طلاق باطل محسوب مي شود.

بازدید : 38
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:09

حتما همه ما يك بار در زندگي اين جمله را شنيده ايم كه فلان زن در جمع است يا بايد شماره اي را نگه دارد و فعلا نمي تواند ازدواج كند، شايد بپرسيد كه عدد چيست؟

طبق ماده 1150 قانون مدني مدت عبارت است از مدتي كه زني كه نكاح او منحل شده ديگر نمي تواند شوهر ديگري اختيار كند.

فسخ عقد مي تواند علل مختلفي از جمله فسخ، طلاق، فوت و انقضاء داشته باشد كه تعداد آنها متفاوت است. بسياري از مردم بر اين باورند كه فلسفه و حكمت حفظ مردم جلوگيري از اختلاط نسل هاست. حتما همه ما يك بار در زندگي اين جمله را شنيده ايم كه زن در خانواده است يا بايد خانواده را حفظ كند و فعلا نمي تواند ازدواج كند، شايد بپرسيد خانواده چيست؟

طبق ماده 1150 قانون مدني مدت عبارت است از مدتي كه زني كه نكاح او منحل شده ديگر نمي تواند شوهر ديگري اختيار كند.

فسخ عقد مي تواند علل مختلفي از جمله فسخ، طلاق، فوت و انقضاء داشته باشد كه تعداد آنها متفاوت است. بسياري بر اين باورند كه فلسفه و حكمت حفظ مردم، جلوگيري از اختلاط نسل هاست.

پست هاي مشابه
رجوع به مرد در طلاق شود
منظور مرد در طلاق رجعي چيست؟
12/04/2022
اموال مرد در طلاق
اموال مرد در طلاق
30/11/2021
حقوق مالي زنان
حقوق زنان در طلاق توسط مردان چيست؟
12/04/2022
ازدواج در زمان برخي
اگر زن براي تاييد با مردي ازدواج كند و وضعيت تاهل او چگونه است؟ همانطور كه قبلا ذكر شد، طبق قانون مدني، زن نمي تواند براي مدتي با مرد ديگري ازدواج كند.

اگر بكند آن عقد باطل است. لازم به ذكر است كه اگر زن و مرد با علم به باطل بودن عقد در زمان ديگران اين كار را انجام دهند، براي هميشه بر يكديگر حرام خواهند بود.

انواع افراد
همانطور كه مي دانيد مدتي است كه بعد از انحلال رابطه زناشويي شروع مي شود. در ادامه به انواع زنان مي پردازيم.

دوره ي بعضي از خانم ها
برخي از زنان در طلاق رجعي
اگرچه قبلاً گفته شد كه فلسفه نگهداري برخي از افراد، جلوگيري از اختلاط نسل ها است، اما در طلاق، اهداف ديگري از جمله زمان و فرصت براي تفكر و شروع دوباره زندگي خانوادگي پنهان است.

تقويم براي تقويت اين اثر مي توان به ماده 1148 قانون مدني استناد كرد. در واقع قانونگذار به مرد مهلت داده است كه اگر نوع طلاق رجعي باشد در مدت معيني به زن مراجعه و رابطه زناشويي را از سر بگيرد. ممكن است كيفيت مرجع را بپرسيد كه چگونه است يا با چه كلماتي بايد انجام شود.

لازم به ذكر است كه مرجع داراي آداب و رسوم خاصي نيست. اگر مرد در مدت عادت ماهانه با هر حرف يا عملي برگردد مي تواند زندگي مشترك را دوباره شروع كند و رضايت زن در اين زمينه شرط نيست.

طبق ماده 1151 عده در طلاق رجعي سه ماه است مگر اينكه زن داراي شرط سني اناث نباشد كه در اين صورت عقد او 3 ماه است. قابل ذكر است كه در اين مدت زن زن محسوب مي شود.

آنها همچنين حقوق مالي و مسئوليت هاي زناشويي در قبال يكديگر دارند. مثلا؛ زن مثل سابق مستحق نفقه است و ارث مي برد حتي اگر يكي از طرفين فوت كند.

تعدادي طلاق توافقي
طلاق توافقي همانطور كه از نامش پيداست عبارت است از جدايي و انحلال رابطه زناشويي با توافق طرفين. طبق ماده ۱۱۵۱ قانون مدني عده طلاق توافقي سه طلاق است مگر اينكه زن داراي شرط سني اناث نباشد كه در اين صورت عده او ۳ ماه است.

منظور از سه تطهير اين است كه زن پس از صدور حكم طلاق سه مرتبه حائض شود و پاك شود. در واقع سومين طهارت ناشي از حيض بعد از صيغه طلاق، سه طهارت ناميده مي شود.

لازم به ذكر است كه در طلاق توافقي مرد حق رجوع به او را ندارد و زن زوجه محسوب نمي شود; بنابراين هيچ يك از حقوق مالي و تعهدات زناشويي اجرا نمي شود.

برخي از زنان باردار
گاهي ممكن است زن در زمان جدايي باردار باشد. در اين موارد زن در زمان طلاق سه ماهه نيست. در اين زمينه قانونگذار تمايزي قائل شده و معتقد است كه تعداد زنان باردار از همه بيشتر است.

يعني اگر كمتر از سه ماه تا زمان زايمان باقي مانده باشد برخي از زنان باردار مانند 3 زن هستند اما اگر بيش از سه ماه تا زمان زايمان مثلاً پنج ماه باقي مانده باشد بايد صبر كنند. تا زمان تحويل

ماده 1153 قانون مدني نيز صراحتاً طلاق، فسخ، انقضاي مدت و انقضاي آن را در مورد زن حامله تا زمان زايمان مقرر كرده است.

برخي از زنان در طلاق توافقي
زنان بدون طلاق
ممكن است ديده باشيد يا شنيده باشيد كه برخي از زنان ملزم به حفظ عفت نيستنددو بعد از فسخ نكاح

در واقع بر اساس ماده 1155 قانون مدني حفظ عدد براي برخي از زنان لازم نيست زيرا در حاملگي و اختلاط اولاد آنها ترديدي نيست.

بازدید : 34
سه شنبه 14 تير 1401 زمان : 20:08

از زمان انعقاد عقد تا زمان عقد، زن مستحق نفقه نيست، مگر اينكه زن آمادگي خود را براي تمكين عام و خاص اعلام كند و مرد نيز مقدمات لازم از جمله مسكن را مهيا كرده باشد.

در غير اين صورت اگر زن اعلام آمادگي كند ولي مرد به خواسته او توجه نكند، زن مستحق نفقه است.

در اين موارد زن مي تواند به نزديكترين دادگاه خانواده محل سكونت خود مراجعه و با ارسال اظهارنامه، شهادت شاهد و ... ادعاي خود را ثابت كند.

نفقه هنگام طلاق توسط مرد
اصولا نفقه يك تعهد مالي است كه از زمان عقد به عهده مرد است. البته در مواردي مانند تهيه خانه و خوش اخلاقي، مرد مشمول تمكين زن مي شود، اما چون طرفين از هم جدا مي شوند، مرد تعهدي به پرداخت نفقه ندارد.

البته اين موضوع استثنا دارد و آن اين است كه اگر طلاق از مرد باشد كه به آن طلاق رجعي مي گويند زن زن مرد محسوب مي شود و مستحق نفقه است ولي اين شرط و مشروط است. اطاعت نبود

ثواب ضرب المثل
همانطور كه مي دانيد زن وظيفه قانوني براي انجام كارهاي خانه ندارد، اما معمولا همه زنان خانه شوهر كارهاي خانه را زياد انجام مي دهند.

اگر خانمي بدون قصد انفاق (رايگان) كارهاي خانه را انجام دهد. مرد مكلف به پرداخت ثواب كار زن است.

در واقع اجرت المثل يكي از حقوق مالي زوجه است كه حتي پس از فوت زوج نيز قابل مطالبه است. البته زن براي گرفتن قصاص بايد در دادگاه ثابت كند كه كارهاي خانه را به دستور شوهر و به قصد انفاق انجام داده است. پس از اثبات اين موضوع مي تواند براي دريافت جايزه اقدام كند.

حقوق مالي زنان
شرايط نصف شدن دارايي
در سال هاي اخير در عقد ازدواج شرطي براي حفظ حقوق مالي زوجه قرار داده شده است كه شرط تنصيف دارايي زوج ناميده مي شود.

بر اساس اين شرط، اگر مرد بدون دليل بخواهد از حق و اختياري كه قانونگذار به او داده است استفاده كند و زن خود را طلاق دهد، بايد نصف دارايي خود را كه از زمان عقد تا آن زمان به دست آورده است، بدهد. از طلاق زن بده

اين شرط در واقع نوعي شرط فعل است كه باعث مي شود زن در زمان طلاق نصف دارايي مرد را تصاحب كند. البته ممكن است بپرسيد كه چگونه دادگاه از اموال مرد مطلع مي شود؟

در اين خصوص بايد توجه داشت كه قانونگذار اين را بر عهده زن گذاشته است كه ابتدا اموال مرد را به عنوان اسناد معتبر معرفي كند.

اين شرط در صورتي قابل تحقق است كه طلاق توسط مرد بدون دليل باشد. در غير اين صورت اگر طلاق به دليل بدرفتاري با زن باشد، دادگاه اقدامي نخواهد كرد.

سوء استفاده به اعمالي اطلاق مي شود كه با توجه به شرايط خانواده و عرف عليه آنها، خانواده محسوب مي شود و برخي از آنها مستلزم استمرار از جمله عدم مذاكره است و برخي از رفتارها با وقوع سوء استفاده در نظر گرفته مي شود از جمله ايجاد رابطه نامشروع.

اگر مرد بتواند تخلف زوجين را در دادگاه ثابت كند، ديگر شرط تنصيف مال اجرا نمي شود.

همچنين لازم به ذكر است كه شرط نصف مال مشروط به مطالبه زوجه است و دادگاه بدون درخواست زوجه وارد رسيدگي نمي شود.

نصف مال در اين حالت به معناي اموالي است كه مرد از زمان عقد با تلاش خود به دست آورده است. بنابراين اگر مال به عنوان ارث وارد ملك زوج شود شامل اين شرط نمي شود.

همچنين قابل توجه است كه دادخواست مرد براي اعسار براي عدم پرداخت چنين شرطي پذيرفته نمي شود زيرا در جايي كه دين وجود داشته باشد ادعاي ربا پذيرفته مي شود، اما در اين شرط صحبت از همان است نه دين.

گاهي اوقات زماني رخ مي دهد كه شرط نصف شدن دارايي قابليت اجرايي خود را از دست مي دهد:

وقتي زن چنين شرطي را مطالبه نكرده باشد.
واگذاري نيمي از اموال اين مرد با مشكلات اداري مواجه است.
از دارايي اين زوج اطلاعي در دست نيست.
در صورتي كه زوجه تقاضاي انتقال نصف دارايي كند و مرد از دعواي طلاق منصرف شود.
نكته قابل توجه در مورد شرط تنصيف مال اين است كه در ضمن عقد چنين شرطي متعلق به زن نيست.
نهله
شايد كلمه نهله را زياد نشنيده باشيد، اما جالب است بدانيد كه نحله نيز جزو حقوق مالي زوجه است. در واقع اين كلمه به معناي بخشش است و در قرآن هم آمده است.

قانونگذار نيز با توجه به وضعيت مالي و اقتصادي مرد مبلغ را تعيين و در شرايط خاص به زن اعطا مي كند. نكته اي كه در مورد نحله مي توان به آن اشاره كرد اين است كه زن در قبال دريافت آن نيازي به انجام كار خاصي ندارد. در واقع نوعي فورجي بي قيد و شرط استرگه

شرايطي كه زن مستحق دريافت مهريه است به شرح زير است:

طلاق به درخواست مرد است
مرد دليل خوبي براي طلاق ندارد
زوجه مي تواند قبل از صدور حكم طلاق نيز مهريه بگيرد.
در همين راستا بند 6 ماده 6 قانون اصلاح مقررات طلاق در مواردي كه تعيين اجرت المثل براي زوجه به دليلي با توجه به مدت زندگي مشترك و كاري كه زن در طول خود انجام داده است. زندگي، در نظر گرفته شده است.

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 236
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • بازدید امروز : 51
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 179
  • بازدید ماه : 179
  • بازدید سال : 381
  • بازدید کلی : 9714
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی