loading...

????? ?????

بازدید : 44
پنجشنبه 9 تير 1401 زمان : 2:55

احکام و تصمیمات صادره از مراجع قضایی به دو نوع احکام و قرار تقسیم می شوند. قرار ملاقات ها دو نوع است؛ برخی از آنها در مبارزه تعیین کننده هستند و برخی از آنها مقدماتی. قرار دادخواست یکی از تصمیمات قطعی دعوی است که در این مقاله به معرفی آن می پردازیم.

همه شهروندان حق دارند برای جبران خسارت به دادگاه مراجعه کنند. این حق در اصل 34 قانون اساسی آمده و همچنین تصریح شده است که هیچکس نمی تواند شهروندان را از این حق محروم کند. زمانی که دادخواستی به دادگاه تقدیم می شود، منشی دادگاه تحقیقات لازم را انجام می دهد و سپس آن را به قضات ارائه می کند. قاضی دادگاه با عنایت به مفاد پرونده تحقیقات خود را انجام می دهد و رأی خود را به صورت «حکم» یا «قرار» می دهد.

رأی در مواردی صادر می شود که قاضی دادگاه در رأی خود حق یا ناحق بودن طرفین را (در ماهیت دعوا) بداند و پس از صدور رأی، پرونده در این دادگاه خاتمه می یابد. (دعواهای سرنوشت ساز)

قرار به دو دسته قرارهای قطعی دعوی و قرارهای عددی (تقدیمی یا بدوی) تقسیم می شود.

مسائل دعوی قضایی
دادخواست در موارد زیر صادر می شود:
مواردی که حق اصلی مذکور در پرونده عمداً یا غیر عمد تلف شده باشد.

زوال اختیاری: به این معناست که خود طرفین از حقوق خود چشم پوشی یا چشم پوشی می کنند. مثلا طلبکار طلب خود را ببخشد یا با هم سازش کنند. زوال غیر ارادی: مثلاً فوت طرفین در دعاوی مربوط به شخصیت طرفین (مانند ازدواج و طلاق) مانع از رسیدگی خواهد شد. البته در دعوا یا عقود، فوت طرفین مانع از رسیدگی نمی شود، بلکه ورثه جایگزین متوفی می شوند.

رد دعوی (ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی): فرض کنید شخصی علیه دیگری در دادگاه اقامه دعوی کرده است. پس از طرح دعوا به دلیل احتمال شکست یا دلایل دیگر از ادامه رسیدگی پشیمان می شود و مایل به ادامه دعوا نیست.

در صورتی که طرف مقابل در دادگاه (به دلیل عدم اطمینان از تصمیم دادگاه به نفع خود) در پایان جلسه رضایت خود را اعلام کند، دعوا رد و دعوا حل و فصل می شود، اما در صورتی که طرف مقابل که بوده است مخاطب دعوی به دلیل احتمال پیروزی این است که در صورت ادامه دعوا و محکومیت طرف مقابل، راه دیگری برای خاتمه دادرسی برای فردی که دعوی را به دادگاه کشانده است وجود دارد که عبارت است از ترک دعوا به طور کلی.

پس از اینکه شخص به طور کلی از ادعای خود صرف نظر کرد، حق اصلی شخص ضایع می شود و دعوا حل و فصل می شود.

اثرات سقوط دعوا
قرار است دعوی مانند اسناد رسمی دارای ارزش اثباتی باشد.

پس از صدور قرار دعوا در صورت اعتراض طرفین می توانند به دادگاه بالاتر اعتراض کنند.

در صورت عدم اعتراض به این رأی و یا اعتراض و تأیید رأی دادگاه اول در مراجع بالاتر رأی قطعی می شود و به دلیل تضییع حق اولیه امکان طرح دعوای جدید وجود نخواهد داشت. .

بازدید : 45
پنجشنبه 9 تير 1401 زمان : 2:54

تغییر تاریخ تولد شناسنامه نیازمند یک پروسه قانونی و مشخص است.

آیا امکان تغییر تاریخ تولد وجود دارد؟ به گزارش خبرنگار حوزه حقوقی قضایی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ تاریخ تولد هر فرد در شناسنامه وی درج شده است و این تاریخ نشان دهنده آغاز زندگی و شخصیت واقعی اوست. .

تاریخ تولد هر فرد از بدو تولد شروع می شود و در شناسنامه ذکر شده است، اما گاهی ممکن است فردی بخواهد تاریخ تولد خود را تغییر دهد.

البته تاریخ تولد فقط در مواردی قابل تغییر است که اشتباه ثبت شده باشد در غیر این صورت امکان ثبت تاریخ تولد جدید در شناسنامه وجود ندارد.
بیشتر بخوانید: مشمولانی که سن خود را تغییر داده اند از خدمت سربازی معاف می شوند؟

طبق قانون تغییر سن فقط یک بار در طول زندگی فرد انجام می شود و پس از آن تنها در صورت اختلاف زیاد می توان تاریخ تولد را تغییر داد.

در صورتی که اختلاف سن واقعی با سن درج شده در شناسنامه بیش از 5 سال باشد، می توان درخواست تغییر تاریخ تولد داد.
تغییر تاریخ تولد با تایید ثبت نام

پس از ارائه درخواست اختلاف سنی باید به تایید کمیسیون برسد و سپس پزشک متخصص کمیسیون بر اساس علم پزشکی تشخیص دهد که تفاوت 5 ساله صحیح است و در این صورت می توان از مرجع ذی صلاح برای تغییر سن استفاده کرد.

متقاضی که می خواهد تاریخ تولد خود را تصحیح کند باید به دبیرخانه کمیسیون تشخیص سن اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه مراجعه کند و پس از آن جلسه استماع در کمیسیون تشکیل می شود و متقاضی می تواند درخواست خود را به اداره ثبت احوال ارائه کند. کمیسیون

پس از ارائه درخواست، کمیسیون از پزشکی قانونی درخواست می کند تا معاینات خود را انجام دهد و در صورتی که پزشک قانونی تشخیص دهد که سن فرد با تاریخ تولد وی مغایرت دارد، تاریخ تولد فرد را در شناسنامه تغییر می دهد.

یا صادرکننده متواری بوده و امکان دستگیری وی وجود ندارد، در این گونه موارد دادگاه برای حفظ حقوق صادرکننده بدون حضور متهم حکم غیابی صادر می کند.

بازدید : 42
پنجشنبه 9 تير 1401 زمان : 2:51

تهدید به معنای ترساندن دیگری از خطر جدی به قصد اجبار او به انجام عمل خاصی (مانند ارتکاب جرم یا دادن مال) بر خلاف میل آن شخص است، به گونه ای که مرتکب از عواقب تخلف بترسد. درخواست تهدید آمیز، ناگزیر اطاعت از او را بدانید.

انواع تهدید

1- تهدید به کتبی، سند و…
طبق ماده 668 قانون مجازات اسلامی «هر کس به زور یا اکراه یا اکراه و تهدید دیگری را به دادن نوشته یا سند یا امضا یا مهر یا سند و نوشته ای که متعلق به او یا به امانت است ملزم کند. او به سه ماه تا دو سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

موضوع تهدید در این مقاله منحصراً گرفتن نوشته ها، اسناد و مدارک و امثال آن به زور می باشد و شامل سایر انواع تهدید نمی شود.

2- تهدید به ضررهای جسمی، مالی و ضریب.
بر اساس ماده 669 قانون مجازات اسلامی «هر کس به نحوی از انحا تهدید به قتل یا جراحت یا افشای اسرار خود یا بستگان یا نزدیکان خود کند اعم از اینکه با درخواست وجه یا درخواست دستور یا ترک». خواه نکند به ۷۴ ضربه شلاق یا حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

به عنوان مثال، اگر شخص دیگری تهدید به کور کردن چشم یا شکستن دندان کند، عمل او تهدید به خودزنی است و اگر خطری برای ناموس خود یا ناموس خود یا نزدیکانش تهدید کند، عمل او تهدید می کند. یک باخت افتخارآمیز در نظر گرفته شده است.

تهدید به افشای اسرار در مورد ترساندن مردم از افشای چیزهایی است که آنقدر مهم هستند که مردم اغلب آنها را از دیگران پنهان می کنند و حتی ممکن است برای ایمن نگه داشتن آنها بهای زیادی بپردازند. ملاک تشخیص اینکه چه کسی برای چه کسی مهم است، قضاوت عرفی است. در مجموع می توان گفت اموری که افشای آن موجب ضرر مادی و معنوی برای شخص نباشد جرم محسوب نمی شود و تهدید به افشای آن جرم محسوب نمی شود.

تهدید به ضرر مالی ممکن است متوجه خود شخص یا نزدیکان او باشد و در هر دو صورت مشمول ماده 669 ق. م. ا. است. مثلاً اگر شخصی ماشین پدرش را تهدید به سرقت کند یا خانه برادرش را آتش بزند، تهدید می شود.

3- تهدید با استفاده از سلاح
طبق ماده 617 قانون مجازات اسلامی «هر کس با چاقو یا هر اسلحه دیگر تظاهرات یا قدرت نمایی کند یا از آن به عنوان وسیله ای برای اذیت و آزار یا زورگیری یا ارعاب استفاده کند یا با کسی که رزمنده نباشد، باید زندانی شود.» وی به شش ماه تا دو سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

تفاوت این نوع تهدید با تهدید به ضرر معنوی و مالی موضوع ماده 669 این است که: اولاً در جرم موضوع ماده 669 فرقی نمی کند که وسیله تهدید چیست. (این معنا را از عبارت «به هر نحوی» می توان فهمید) اما برای ارتکاب جرم موضوع ماده 617 استفاده از وسیله مخصوص (یعنی سلاحی شامل سلاح سرد مانند چاقو و سلاح گرم مانند تپانچه).

بنابراین ماده 617 مخصوص ماده 669 است یعنی اگر مرتکب تهدید از سلاح استفاده کند عمل او از شمول ماده 669 خارج می شود و با اضافه شدن سایر شرایط از مصادیق ماده 617 است ثانیاً تهدید موضوع ماده 669 منحصر و محدود به موارد مندرج در متن ماده است و شامل تهدید به قتل، جانی، ناموسی، مالی و سر به جان شخص یا بستگان به هر نحوی است مگر از طریق. سلاح ها

اما تهدید مذکور در ماده 617 منحصر به نوع خاصی از تهدید نبوده و شامل هر گونه تهدیدی است که از طریق سلاح صورت گیرد. ثالثاً تهدید موضوع ماده 617 جرم غیرقابل گذشتی است که شاکی خصوصی را ملزم به طرح شکایت نمی کند. در مقابل تهدید موضوع مواد 668 و 669 به صراحت در ماده 104 ق. م. ا. جرمی قابل گذشت است که جز با شکایت شاکی خصوصی قابل رسیدگی نیست و در صورت رضایت و اعلام گذشت شاکی بلافاصله تعقیب متهم متوقف می شود.

4- تهدید دیگران به ارتکاب جرم
گاهی مجرمان برای رسیدن به اهداف خود از تهدید استفاده می کنند و دیگران را به ارتکاب جرم وادار می کنند. اگر با تهدید دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند، به نحوی که شخص مورد تهدید به دلیل ترس و اضطراب ناشی ازتهدید بدون رضایت او و برخلاف میل باطنی خود تصمیم به ارتکاب جرم می گیرد و مرتکب عمل مجرمانه می شود. در این صورت تهدید کننده طبق بند الف ماده 126 ق. م. ا. به عنوان معاون جرم تحت تعقیب قرار می گیرد و به عنوان عامل و مرتکب جرم تهدید می شود. و اگر تهدید به حدی باشد که علاوه بر رضایت، اراده نیز از مرتکب سلب شود، مرتکب هیچ مسئولیتی نخواهد داشت و مسئولیت کیفری متوجه مرتکب خواهد بود.

زیرا طبق ماده 140 ق. م. ا. مسئولیت کیفری زمانی تحقق می یابد که شخص در زمان ارتکاب عاقل، بالغ و مختار باشد و طبق ماده 151 همین قانون، هرگاه شخصی به دلیل اکراه غیرقابل تحمل مرتکب رفتار مجرمانه شود، مجازات نمی شود و اکراه کننده. به مرتکب محکوم می شود. .

البته همانطور که در ماده 375 ق. م. ا. اکراه به قتل هرگز جواز قتل نیست و اگر دیگری را با اکراه بکشد قصاص می شود و اکراه کننده به حبس ابد محکوم می شود; مگر اینکه طفل اکراه کننده غیر ممیز یا مجنون باشد که در این صورت فقط اکراه کننده به قصاص محکوم می شود.

شرایط تحقق تهدید
تهدید در تمام مواردی که ارائه کرده ایم در صورتی تحقق می یابد که تمام شرایط زیر برآورده شود:
اولاً تهدید باید مختص موضوع باشد و مرعوب‌کننده به وضوح قربانی را به قتل یا تلفات مادی، معنوی یا ناموسی و افشای بستگان خود تهدید کند تا قاضی ابهام و تردید نداشته باشد. در مورد موضوع تهدید مثلاً اگر کسی به دیگری بگوید: «قبض را می‌پردازم» یا «پرندگان هوا را به گریه می‌اندازم» یا «اشک می‌ریزم»، هیچ‌یک از اینها از نظر ابهام تهدید نیست. و عدم اطمینان از نوع خودآزاری یا افتخار.

بازدید : 52
دوشنبه 6 تير 1401 زمان : 21:15

بازدید : 51
يکشنبه 5 تير 1401 زمان : 13:32

مجموعه قوانین حاکم بر روابط افراد جامعه را می توان حقوق شهروندی نامید. این حقوق متعلق به افرادی است

که «تابعیت» یک کشور را دارند. صرف نظر از رنگ، قومیت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعی.

اتباع هر کشور دارای حقوق و وظایفی هستند که در قالب قوانین مدون تصویب و برای اجرا به نهادها و دستگاه های اجرایی ابلاغ می شود.

اگر چه به ساکنان یک شهر شهروند نیز گفته می شود، اما این اصطلاح و حقوق مربوط به آن منحصراً زمانی به کار می رود که بخواهیم حقوق و منافع گروه خاصی از ساکنان یک کشور را درک و تشخیص دهیم. حقوق شهروندی را می توان مجموعه ای از قوانین حاکم بر روابط افراد جامعه نیز تعریف کرد. حقوق شهروندی یک حق ذاتی بشر است. این حقوق نیز غیر قابل انتقال و غیر قابل تقسیم هستند; به گونه ای که عناصر آن برای یکدیگر ضروری هستند. حال سوال این است که حقوق شهروندی به چه کسانی اعطا می شود؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا مفهوم شهروند را بیان می کنیم. به گفته برخی کارشناسان، شهرنشینان زمانی به «شهروند» ارتقا می یابند که به حقوق یکدیگر احترام بگذارند و نسبت به جامعه مسئولانه رفتار کنند. نکته قابل توجه در این مورد این است که افرادی به شهروندانی تبدیل می شوند که دارای “شهروندی” یک کشور هستند. حقوق شهروندی نیز متعلق به شهروندان یک کشور صرف نظر از رنگ، قومیت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعی است.

در کشور ما نیز مسلمان بودن شرط برخورداری از حقوق شهروندی نیست. این حقوق در واقع رنگ و بوی ملی دارد و به صفات مذکور مانند رنگ، قومیت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعی مربوط نمی شود.

برخی از حقوق شهروندی مندرج در قانون اساسی عبارتند از:

تربیت بدنی و آموزش رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل آموزش عالی.

مشارکت عمومی در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.

تامین نیازهای همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و حقوق برابر در برابر قانون.

زبان و خط رسمی و رایج مردم ایران فارسی است. بنابراین اسناد رسمی، مکاتبات، متون و کتب رسمی باید به زبان و خط فارسی باشد، اما استفاده از گویش های محلی و قومیتی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.

مردم ایران از هر قوم و قبیله از حمایت قانون یکسان برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها امتیازی نخواهند داشت.

همه مردان و زنان از حمایت یکسان قانون برخوردارند.

حیثیت، جان، مال، مسکن و شغل اشخاص مصون از تعرض و محفوظ است، مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن نظر تحت تعقیب قرار داد.

در نهایت حقوق شهروندی یکی از اساسی ترین و اساسی ترین حقوق افراد است که بدون آن شخصیت شهروندی شکل نمی گیرد.

در واقع حقوق شهروندی وظایف و مسئولیت ها را در میان افراد جامعه تعریف می کند و افراد را قادر می سازد تا در تغییرات اجتماعی مشارکت و همزیستی داشته باشند.

باید در نظر داشت که مشارکت شهروندان در اداره شهرها موجب ثبات، ثبات و تداوم قوانین و مقررات جامعه و در نتیجه مسئولیت پذیری بیشتر می شود و اگر این مشارکت با آگاهی از قوانین و مقررات همراه باشد. ، قطعا موثرتر خواهد بود.

آگاهی از حقوق و تکالیف شهروندی نیز زمینه تکالیف متقابل شهروندان و مسئولان را فراهم می کند.

مسائل مهم مربوط به حقوق شهروندی

از جمله موضوعات و موضوعاتی که در حوزه حقوق شهروندی مطرح می شود، حقوق شهروندی و کودکان است. حقوق شهروندی و زنان؛ حقوق شهروندی به عنوان مشتری؛ حقوق شهروندی، بهداشت و محیط زیست؛ حقوق شهروندی و سازمان های مردم نهاد (نظریه مترقی رئیس قوه قضاییه آیت الله رئیسی در خصوص مداخلات اجتماعی سازمان های مردم نهاد به ویژه در قوه قضاییه)؛ شهرداری ها، شوراهای شهر و محله و حقوق شهروندی؛ حقوق شهروندی و فرهنگ آپارتمان نشینی؛ حقوق شهروندی بازرگان و رعایت حقوق خیابانی و حقوق شهروندی نیاز به زیرساخت ها و تغییر در رفتارها یا سرگرمی ها را در کلام ذکر کرد.

همچنین نظارت و تذکر به شهروند مسئول در چارچوب حقوق شهروندی با الهام از موضوع امر به معروف و نهی از منکر. حقوق شهروندی با محوریت حقوق اقتصادی و رویکرد مشارکت مردمی (ایجاد نهاد ملی برای ادغام و تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی) مانند عدم خرید کالای خاص و مطالبه جمعی برای موضوعی خاص مانند اعتراض جمعی به کار. برخی از اتحادیه ها یا صحنه های ورزشی یا ممنوعیت بزرگ در مورد موضوعی مانند طرح بی خدا 2030 یا عمومیج ممنوعیت هماهنگی قیمت تلفن برای افزایش قیمت، نوسانات بازار و تصمیم گیری خارج از شبکه و … به منظور ایجاد تعادل در بازار به منظور کمک به دولت. موضوع دیگری است که در حوزه حقوق شهروندی قابل بررسی است.

بازدید : 69
شنبه 4 تير 1401 زمان : 15:53

بایدها و نبایدهای قانونی همه نوع ازدواج

در نظام حقوقی ایران دو نوع نکاح قانونی وجود دارد که شامل ازدواج دائم و ازدواج موقت است که اصولاً مشترک هستند و در برخی موارد تفاوت چندانی با هم ندارند.

در نظام حقوقی ایران دو نوع ازدواج قانونی تلقی می شود که شامل ازدواج دائم و ازدواج موقت است که اصولاً مشترک هستند و در مواردی تفاوت جزئی وجود دارد. در این مقاله سعی داریم تفاوت های این دو نوع ازدواج را بررسی کنیم. گرفتن.

ابتدا می توان این سوال را مطرح کرد که اگر در نوع ازدواج شک داریم، ازدواج را دائمی بدانیم یا موقت؟

در پاسخ باید گفت که اگر در نوع عقد شک کنیم و قصد طرفین غیرقابل تشخیص باشد، اصل را بر دوام نکاح قرار داده و احکام آن را صادر می کنیم.

بنابراین ابتدا به تعریف و شرایط ازدواج موقت می پردازیم و هر چیزی غیر از این موارد ازدواج دائم محسوب می شود. مطابق ماده 1075 قانون مدنی، نکاح زمانی منفسخ می شود که برای مدت معینی واقع شده باشد. همانطور که از ثبت این ازدواج مشخص است، برخلاف ازدواج دائم، ازدواج موقت برای مدت معینی ایجاد می شود و با پایان مدتی که طرفین تعیین می کنند، رابطه زناشویی بین زن و مرد خود به خود خاتمه می یابد. . همچنین قانونگذار در ماده 1076 قانون مدنی تصریح می کند که مدت نکاح منحله باید به طور کامل تعیین شود. بر اساس این ماده، مدت عقد باید در زمان عقد مشخص شود و تنها تعیین آن کافی نیست. مثلاً باید مشخص کنند که برای مدت دو سال از تاریخ عقد.

موضوع زمان بندی در قرارداد موقت بسیار مهم است. قانون به صراحت بیان نکرده است که عدم ذکر مدت در عقد موقت موجب بطلان عقد می شود و نظر غالب این است که عدم ذکر مدت در عقد موجب بطلان عقد نمی شود و عقد دائم محسوب می شود.

بنابراین اولین تفاوت عقد موقت با عقد دائم، مدت و اهمیت آن است. در عقد دائم چنین موضوعی اصلا موضوعیت ندارد و عقد به قصد مادام العمر بودن و عدم اتمام عقد ایجاد می شود.

لزوم تعیین مهریه در زمان عقد در عقد مطلقه

طبق ماده 1095 قانون مدنی، در نکاح منقطع، فقدان مهریه موجب بطلان عقد می شود.

یکی از تفاوت های عقد موقت و دائم، لزوم تعیین مهریه در زمان عقد است. در عقد دائم، طرفین می توانند تعیین مهریه را به بعد از عقد موکول کنند و در صورت مجهول بودن میزان مهر می توان خطبه عقد را جاری کرد و رابطه صمیمیت و نکاح برقرار شد.

اما در عقد موقت باید مقدار مهریه در زمان عقد معلوم باشد و بدون تعیین مقدار، خطبه نکاحی که صادر می شود باطل است.

آنچه در عقد موقت لازم است تعیین میزان مهریه در زمان عقد و عدم پرداخت آن است، یعنی هر زمان که زوجه مطالبه کند، زوج می تواند مهریه را بپردازد. شرایطی که مهریه باید داشته باشد مانند شرایط مهریه در عقد دائم است.

زوج هایی که ازدواجشان دائمی است از یکدیگر ارث می برند

طبق ماده 940 قانون مدنی، زوجینی که عقد آنها دائم بوده و منعی از ارث نمی‌برند، از یکدیگر ارث می‌برند.

به گفته مهداد، همانطور که در متن قانون مشاهده می شود، شرط ارث بردن زوجین از یکدیگر این است که ازدواج آنها دائمی باشد، بنابراین در ازدواج موقت اگر یکی از زوجین فوت کند، زوج موقت نمی باشد. از اموال میت ارث ببرند مگر اینکه متوفی قبل از مرگ فوت کرده باشد. به صورت غیر ارث از یک سوم اموال خود به همسر موقت خود پولی می دهد که می تواند وصیت کند، اما این موضوع خارج از ارث است و در عقد موقت، زوجین از یکدیگر ارث نمی برند. همه.

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 236
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • بازدید امروز : 3
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 5
  • بازدید ماه : 5
  • بازدید سال : 207
  • بازدید کلی : 9540
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی