تحصيلات
داشتن مجوز بسته به نوع متفاوت است. مثلاً تملك زمين موات با احياي آن همراه است و در نتيجه كاري كه در عرف مردم محسوب مي شود بايد براي كشاورزي يا درختكاري يا ساختمان سازي استفاده شود. اما تامين آب رودخانه ها و ماهي ها از طريق تملك مادي اين اشياء است. تسخير دفن با كشف آن و گرفتن حيات وحش با شكار به دست مي آيد. تصرف در اشياء مباح واجب و مستلزم قصد تحرير و رضايت متصرف است و عمل تصرف شرط تحقق آن است.
محاحات
طبق ماده 27 قانون مدني «اموالي كه ملك اشخاص نيست و مردم مي توانند مطابق مقررات اين قانون و قوانين خاص مربوط به هر يك از انواع آن تملك يا از آن استفاده كنند، جايز ناميده مي شود». مانند زمين هاي مرده، يعني زمين هايي كه معلق است و آبادي و زراعت در آن نيست».
انواع مجاز
الف- احياء اراضي مرده و مباح. ب- آبهاي مجاز. ج- معادن. د- اشياء پيدا شده و حيوانات ولگرد. ه- دافنه. و- شكار.
آبهاي مجاز
براي داشتن آب حلال بايد آن را تملك كرد. گرفتن آب در خشكي با حفر كانال ها و نهرها و اتصال آن به رودخانه ها و درياها و گرفتن آب هاي زيرزميني با حفر چاه و قنات امكان پذير است. در ماده 149 قانون مدني آمده است: «هرگاه كسي به قصد تصرف آب مباح، رودخانه يا قناتي بسازد، آبي كه در نهر يا كانال مزبور وارد ميشود، ملك مجري است و بدون اذن مالك چيزي نيست. " ممكن است يك رودخانه يا زمين جداگانه نوشيده شود. «ماده 160 قانون مدني نيز مقرر ميدارد: «تا به آب تهي ميشود» محسوب ميشود.
معادن
اگر ماده معدني در زمين هاي موات يافت شود متعلق به مالك است.
دافنه
دفن مالي دفني است كه در زمين يا ساختمان دفن شده و به طور اتفاقي پيدا مي شود. مال مدفون در صورتي كه مالك خاصي نداشته باشد جايز شمرده مي شود. اگر كسي آنها را در زمين يا ساختماني براي حفاظت از مال خود دفن كند و ديگري پيدا كند، اين پول دفن نمي شود. ماده 174 قانون مدني در اين باره مي گويد: دفني كه صاحب آن معلوم نيست متعلق به كسي است كه آن را پيدا كرده است.
شكار كردن
حيوانات غير اهلي مجاز هستند، مردم مي توانند آنها را داشته باشند. اما اگر حيوان وحشي صاحب خاصي هم داشته باشد با شكار وارد ملك ديگري نمي شود. بنابراين ماده 180 قانون مدني در اين باره مي گويد: «شكار حيوانات اهلي و ساير حيواناتي كه در آن علامت تجاري وجود دارد، موجب تملك نمي شود».
قراردادها و تعهدات (قرارداد)
قرارداد متداول ترين وسيله تملك است. معمولاً شخص از طريق تجارت مالك مي شود. پولي را كه متعلق به ديگري است از او مي گيرد و پول مورد نيازش را مي گذارد. اين تجارت از طريق مصالحه انجام مي شود. اما تأثير مهم قراردادها ايجاد تعهد است نه مالكيت. ماده 183 قانون مدني عقد را چنين تعريف كرده است: «عقد عبارت است از رهن يك يا چند نفر با يك يا چند نفر ديگر و مورد قبول آنهاست». و بنابراين او آن را وسيله اي براي رسيدن به هدف مي داند.
خريد بصورت توافقي
در قانون مدني نظريه خاصي براي سازش وجود ندارد. در فقه جزء معاملات شامل عقود و ايقاعات است و آثار و قواعد اين دو قانون از هم جدا نيستند. بنابراين بايد در مورد قراردادها و تعهدات نيز صحبت كنيم. داشتن اذن و تقدم از مصاديق حصول از طريق اقناع است.
اخذ حق تقدم
در اصطلاح حقوقي، توقيف به اين معناست كه هر گاه ملكي بين دو نفر تقسيم شود و يكي از آنها سهم خود را به شخص ثالثي بفروشد، شريك ديگر حق دارد ثمن را به مشتري بپردازد و مالك، فروشنده است. .
حق شفعه در احكام استثنايي
هر مالكي مي تواند هر نوع مال را تصرف كند و فقط با رضايت او است كه آن مال از ملك او خارج شده و تبديل به ملك ديگري مي شود. در حالي كه شفاعت تنها موردي است كه مالك مي تواند در حالي كه در قيد حيات است بدون رضايت او تصرف كند; در واقع پيش دستي يكي از ابزارهاي قهري دستگيري است.
ارث
بعد از ازدواج، ارث متداول ترين وسيله تملك است. در ارث، مانند عقد، حصول از طريق نقل و انتقال صورت مي گيرد، اما برخلاف عقدي كه انتقال با توافق صورت مي گيرد، وراثت وسيله قهري براي انتقال تركه به بازماندگان متوفي است; اراده مالك در اين انتقال اجباري بيش از يك سوم دارايي ها را تحت تأثير قرار نمي دهد.
تحقق ارث
طبق ماده ۸۶۷ قانون مدني «ارث با فوت واقعي يا فوت فرضي ورثه محقق ميشود». در واقع انتقال طبق قانون و وصيت متوفي انجام مي شود و وراث در اين انتقال نقشي ندارند.

معرفی وکلای برتر قوچان در سال 1402
وکیل رای غیابی